امروز : Saturday, 22 February 2020

نگرش ارتباطی مدیر به پیشرفت روابط عمومی کمک می‌کند | شکری خانقاه

نگرش ارتباطی مدیر به پیشرفت روابط عمومی کمک می‌کند

حمید شکری خانقاه، دکترای ارتباطات و مدرس روابط عمومی

 

حمید شکری خانقاه، دکترای ارتباطات و مدرس روابط عمومی در گفت‌وگو با شفقنا رسانه به راهکارها و استراتژی‌های کاربردی اشاره می‌کند ولی معتقد است روابط عمومی هم بدون همراهی و حمایت مدیر نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. آنچه در ادامه می‌خوانید به نقش روابط عمومی در ایجاد فضای بهتر و بانشاط تر در سازمان و  جلب حمایت مدیر و کارکنان در ایجاد این فضا می‌پردازد.

 

با توجه به این که کارایی هر سازمانی به نیروی انسانی آن بستگی دارد چرا می‌بینیم در بسیاری از سازمان ها سکوت سازمانی به وجود می‌آید؟

 هر سکوت، امید و شوقی در هر سازمانی معمولا دلایل اجتماعی، سیاسی و جامعه شناختی خاص خود را دارد. در چند سال گذشته سکوت سازمانی یا عبارت علمی‌تر آن " عدم بهره وری" یا "عدم انگیزش" برخی از سازمان‌ها را به خود معطوف و گرفتار کرده است. این انگیزش خود دارای یک سری زیر مجموعه‌های قابل بحث است.

 هر گاه کارمند یا مدیری پس از مدتی کار کردن در سازمان نتواند پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی خود باشد و آنها را ارضا کند، ناخودآگاه انگیزه فرد پایین می‌آید. وقتی این اتفاق می‌افتد افراد به سطحی از "یأس اجتماعی" می‌رسند، که همین یأس در محیط‌های کاری و سازمانی بهره وری و انگیزه را به حداقل ممکن می‌رساند. نقطه مقابل این ناامیدی یک واژه دیگری به نام "سرمایه اجتماعی" است که این واژه به مشارکت، همکاری و اعتماد کارکنان برای افزایش بهره وری و ایجاد انگیزه اشاره می‌کند. حال هرگاه این سرمایه اجتماعی با توجه به شرایط موجود سرخورده شود، رفته رفته به یک چاله و دست اندازی به نام" یأس اجتماعی" می رسد. در این مرحله فرد دیگر احساس امید ندارد و خودش را در مقابل حوادث و رویداد های سازمانی ناامید و ناتوان می‌بینید. در چنین شرایطی که فرد به این درجه از یاس می‌رسد، سازمان  دچار پدیده‌ای به اسم "سکوت  سازمانی " می‌شود.

 

می‌توان این سکوت را مثل مارپیچ سکوت در نظر گرفت و تعریف کرد؟

 

بله، از چند نظر  به این مدل ارتباطی بسیار شبیه است چرا که افراد و کارکنان سازمان به خاطر ترس از انزوا و گوشه‌گیری یا طرد شدن از کاری که حداقل‌ها را برایش فراهم می‌کند، سکوت پیشه می‌کند و از هر گونه نظر و ایده ای برای پیشبرد اهداف خود و سازمان امتناع می‌کند و اعتراضی هم ندارد و این یک سکوت مخرب و ویران کننده است.

 

آیا می‌توان عامل درونی را دلیل این سکوت دانست؟

می‌توان گفت هم درون سازمان و هم بیرون سازمان به شدت در این زنجیره تاثیرگذار و هر دو دخیل هستند. در واقع کارمندی که از بیرون سازمان، نیاز ها و خواسته هایش شارژ نمی‌شود و از سویی دیگر در درون سازمان خود به پست و مقامی نمی‌رسد، دچار یک سرخوردگی می شود که از هر دو طرف می‌شکند و به نوعی، وقتی مشکلات درون سازمان در درون افراد نهادینه می‌شود و به مشکلات شخصی فرد سرایت می‌کند. و فرد احساس ناکامی می‌کند. پس مسائل درون و برون سازمان لازم و ملزوم هم هستند که می‌توان در مقابل این همه یورش تهاجمی مشکلات عبارت "اکثریت خاموش"را هم به کار برد که افراد به سکوتی وادار می‌شوند ولی منتظر شرایطی هستند که به صورت فعال این سکوت را بشکنند و اوضاع را در مسیر تعالی و رسیدن به خواسته‌هایشان پیش ببرند.

 

روابط عمومی ها در کاهش یا به نوعی از بین بردن این سکوت چه نقشی می‌توانند داشته باشند؟

ابتدا باید استانداردها و ویژگی‌هایی برای روابط عمومی تعریف کرد، اول این که روابط عمومی باید  نقش اساسی در بحران‌ ستیزی، آینده نگری‌، فرهنگ سازی، اعتبارسازی و ایده‌پردازی داشته باشد و این موارد می‌تواند روابط عمومی را به عنوان آنچه باید باشد معرفی کند. اگر روابط عمومی دارای چنین ویژگی‌هایی باشد، قطعا سکوت جایی برای سایه انداختن در سازمان‌ها ندارد. متاسفانه طبق همان مارپیچ سکوت و به نوعی به خاطر منفعت یا ضرر‌، روابط عمومی ها هم  در جامعه ما  از این مارپیچ مستثنی نیستند  و در فضایی قرار گرفته‌اند که قادر به هیچ گونه حرکت و اقدامات استراتژی بنیادی نیستند و فقط مشغول کلیشه‌گرایی هستند.

 

این کلیشه‌گرایی به چه معنی است؟ و روابط عمومی‌ها در حال حاضر دارای چه مشکلاتی هستند؟

کلیشه‌گرایی یعنی روابط عمومی خود را وظیفه‌مدار و مشغول کارهای روبنایی حاشیه‌ای می‌کند، مثل همین چاپ خبر و انتشار آن یا یک سری کارهای روتین تبلیغاتی، و در حال حاضر روابط عمومی از استاندارد خود بسیار فاصله گرفته است. یکی از بزرگترین مشکلات این حرفه نداشتن" ایده" است یا این که در خیلی از موارد اعتبارساز نیستند و هیچ مسوولیتی را برای  خود در قبال سازمان تعریف نمی‌کنند. الآن سازمان‌هایی که در بحث برندینگ کار می‌کنند، بخش بازاریابی و برندسازی را به طور مستقل دارند ولی روابط عمومی را کامل رها کرده‌اند که این خود یک آسیب و مساله حاد است و می‌بینیم که روابط عمومی در این سازمان‌ها هیچ جایگاهی ندارد و می‌توان به این نکته اشاره کرد که روابط عمومی‌های ما در حال دست و پا زدن در یک موقعیت پارادوکس هستند چرا که از طرفی با استانداردهای اساسی و آنچه باید باشند، فاصله زیادی دارند و از طرفی هم وقتی حال خود را مشاهده می‌کنند، می‌بینند نه تنها فعال نیستند بلکه در حال فراگیر شدن پدیده سکوت شده اند.

 

چه باید کرد تا روابط عمومی اسیر موج سکوت نشود و به نوعی خود را آزاد کند؟

اول از همه روابط عمومی باید رویکرد را عوض کند و به عقیده‌ی من روابط عمومی باید چند کار را برعهده داشته باشد؛ اول استراتژی مداری، دوم برنامه‌محوری، سوم داشتن تفکر مهندسی. روابط عمومی باید نگاه مهندس وار به جامعه داشته باشد و از آن پیله کلیشه گرایی و و ظیفه مندی بیرون آید و وظیفه بوروکراسی تعریف شده و مندرس را رها کند و دنبال چشم انداز باشد. متاسفانه روابط عمومی‌های ما هیچ چشم‌اندازی ندارند. روابط عمومی‌ها وقتی می‌توانند از این بحران رها شوند که کلیشه‌گرایی و وظیفه‌داری و ابزارگرایی را رها کند و وارد مرحله‌ای با عنوان استراتژی گرایی، برنامه محوری، فرایند سازی و استانداردسازی  شوند. ما می‌بینیم خیلی از فعالیت‌های روابط عمومی اصلا استاندارد نیست. هر چند در حال حاضر حرکت‌های بسیاری در حال انجام است مثل سمپوزیوم‌ها، برگزاری سمینارها، نشریات و کتاب‌های روابط عمومی و فارغ‌التحصیلان این رشته که همه و همه در حرفه‌ای کار کردن و تغییر نگاه روابط عمومی بسیار دخیل و تاثیرگذار است.

به نظر شما مدیر یک سازمان برای بالا بردن استانداردهای روابط عمومی چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟

 یکی از شاخصه‌هایی که مدیر باید داشته باشد، نگرش ارتباطی است و باید بتواند از طریق مطالعه آن را در خود تقویت کند. اگر مدیری چنین ویژگی‌هایی داشته باشد، قطعا در حیطه روابط عمومی و نگاه به این حرفه و پیشبرد اهداف آن خلاقیت خواهد داشت  و می‌تواند به نوعی مدیریت ارتباطی کلان داشته باشد لذا باید نگرش ارتباطی راهبردی در خود مدیر وجود داشته باشد و این اصل مهمی است. یکی دیگر از کارهایی که مدیران باید انجام دهند، آموزش نیروها و کارمندان است. گاهی صرفا کارمندی را به کار می‌گیرند و بعد او را رها می‌کنند و این خود جزئی از سکوت می‌شود. مدیران باید سعی کنند تمامی نیروهای خود را اعم از روابط عمومی‌ها به کلاس‌ها و سمینارهای مختلف بفرستند تا نتیجه و پیامد اینها را در سازمان خود ببینند. ما متاسفانه مدیرانی داریم که بلافاصله بعد از حکم گرفتن خود را بی‌نیاز از مساله مهمی به نام مطالعه ارتباطی می‌بینند و این بحث یکی از پیش نیازهای راهبردی برای هر مدیری است.

 

حال اگر روابط عمومی تا حدی توانست خود را به استانداردهای تعریف شده نزدیک کند؛ از چه طریق کارمندان را به ابراز ایده تشویق، فضایی شاد و صمیمی ایجاد یا مطالبات کارکنان را منتقل کند؟

 قبل از هر چیزی باید بگویم که روابط عمومی به تنهایی نمی‌تواند هیچ کاری کند و تنها زمانی موفق است که  مدیر سازمان یارش و معاونت سازمان حمایتگر اش باشد. اگر  روابط عمومی خود در کنار این حمایت ها بتواند در افکار عمومی یک چهر ه کاریزماتیک داشته باشد، قاطعیت جذب‌کنندگی او هم بالا می‌رود و یکی از رازهای موفقیت این حرفه  همین نکته است یعنی ارائه‌ی چهره‌ی کاریزما از خود. در این صورت همه سازمان این افراد را به عنوان حلال مشکلات خود می‌شناسند و به این حرفه اعتماد می‌کنند و در نتیجه تعاملات سازمان با روابط عمومی زیاد می‌‌شود. ولی تاسف بار است که در حال حاضر روابط عمومی‌های ما  از اظهار نظر درباره‌ی یک پوستر عاجز هستند؛ چه رسد به این که حلال مشکلات ارتباطی باشند. نکته دوم در خصوص تکنیکی که روابط عمومی‌ها باید در پیش بگیرند، داشتن تدوام مطالعات ارتباطاتی این حرفه است که باید بتواند با استمرار در خواندن مطالب تخصصی، نگاه علمی به حرفه خود داشته باشد.

 

پس در واقع نباید روابط عمومی را یک مشاور معمولی  یا واسط در نظر گرفت؟ وظیفه اش بسیار سنگین تر است

 بله، قطعا همین طور است. روابط عمومی‌ها وقتی می‌توانند مشوق باشند که جسارت و قدرت ابراز و انتقال نظر کارکنان به مدیریت را داشته باشند و بتوانند مدیر را در تصمیم سازی ارتباطی یاری و همراه کنند. روابط عمومی‌ها باید بتوانند به صورت علمی نیازهای فکری و عاطفی کارکنان را استخراج کنند، نظر سنجی و تحلیل کنند و به صورت کاملا آکادمیک مسایل را بررسی کنند. بعد از آن، همراه با راهکارهای ارتباطی نظر کارکنان را به مدیران انتقال دهند و تلاش کنند به عنوان مدعی العموم کارکنان، مدیر را به تصمیم مناسب برسانند. ضمن این که روابط عمومی باید بتواند از نظرها  و ایده های کارکنان دفاع کند و به نوعی وکیل مدافع سازمان در همه‌ی زمینه‌ها باشد و باید بتواند این کارها را در قالب افکار عمومی انجام دهد. روابط عمومی باید کارهای علمی و پژوهشی انجام دهد، پیشنهاد کارکنان را با استدلال و با منطق خاصی طراحی و از مدیر جوابیه مستدل بخواهد و در حوزه عمل هم تلاش کننده و اجرا کننده ایده ها باشد و جو سازمانی را برای نظر و ایده دادن مهیا کند ولو با مخالفت رییس سازمان. نه این که خود روابط عمومی به خاطر موقعیت و ترس از دست دادن پست خود نتواند هیچ کاری کند و به سکوت سازمان هم دامن بزند.

 

روابط عمومی چه طور باید فعالیت کند تا هم وظایف خود را به خوبی انجام دهد و هم موقعیت او به خطر نیفتد؟

 روابط عمومی باید بتواند با حفظ پروتکل‌هایش حرف، ایده و کار خود را به صورت استاندارد انجام دهد و اگر متوجه شد به نوعی سازمان حرف و ایده‌اش را به جایی نمی رساند، باید سریع سازمان را ترک کند و تن به و ظیفه‌مندی و ماندن در جایی ندهد که جایگاه اصلی‌اش را زیر سوال می‌برد.

 

ثبات روابط عمومی چه قدر می‌تواند بر موفقیت این حرفه تاثیرگذار باشد؟

 ثبات نداشتن جایگاه روابط عمومی به خاطر تثبیت نشدن خود مدیریت است. در کشور ما این ثبات نداشتن به کرات دیده می‌شود و مرتب در حال تعویض هستند و این خود باعث متزلزل تر شدن جایگاه روابط عمومی می شود. چرا که تابعیت روابط عمومی از سازمان ها هم امر مهمی است و این به معنای کتمان واقعیت‌ها و لاپوشانی نیست. روابط عمومی برا ی حفظ جایگاه خود باید آگاه به زمان و شرایط باشد و از راه‌های مختلف برای برقرای ارتباط با مدیر تلاش کند. روابط عمومی باید فضایی ارتباطی ایجاد کند که رییس جدید سازمان، روابط عمومی را  به عنوان یک نیروی بالفعل آن سازمان در نظر بگیرد و این دیگر خلاقیت خود روابط عمومی است که جایگاه  و حرفه خود را با وجود تغییر در مدیریت سازمان حفظ کند.  از طرفی مدیر هم  مطمئن شود که این شخص برای بقا و حوزه قدرت مدیر سازمان حرکت می کند. لذا در این ثبات، احساس امنیت مدیر هم دخیل و تاثیرگذار است.

 

پس در برخی مواقع، ناآگاهی  روابط عمومی در زمینه  ارتباط با مدیر مشکل ایجاد می‌کند...

 

روابط عمومی باید آشنا به حساسیت‌ها باشد و هر حرف و عمل از سازمان را رسانه‌ای نکند یا در شرایطی بحرانی که روابط عمومی می‌تواند کاملا آن مشکل و بحران را مهار کند، از مدیر ارشد آن مجموعه استفاده و او  را سخنگوی سازمان معرفی کند که این خود یک آفت و  آسیب بزرگ برا ی روابط عمومی های ماست. خیلی از روابط عمومی‌ها به دلیل ناشی‌گری های خود، سازمان و مدیران را قربانی می‌کنند و چون کار مطالعاتی ندارند عرصه را به دیگری واگذار می‌کنند. در اینجا روابط عمومی عامل بحران و برای سازمان خطرساز می‌شود که به دلیل مدیریت نکردن اوضاع، و از همه مهم‌تر افکار عمومی به سازمان آسیب می‌رساند. روابط عمومی در هر حال باید بتواند خود جوابگوی رسانه‌ها باشد مگر در شرایط خاص که مدیر ارشد پاسخگو می‌شود. برای همین متاسفانه روابط عمومی‌های ما آسان‌ترین کار را برمی‌گزینند و همه چیز را به وزیر یا  معاون مربوطه محول می‌کنند. اگر وزیر یا مدیر سازمان آشنا به مسائل باشد، روابط عمومی را متهم می‌کند که مدیران را درگیر کنفراس‌های مطبوعاتی نکند. ما از تاکنیک‌ها غافلیم و همه اش به دنبال تکنیک‌ها هستیم.

 در این زمینه بیشتر توضیح می‌دهید...

 ببینید تکنیک‌های رسانه‌ای مثل کارهای تبلیغاتی که روابط عمومی ها بسیار مشغول این کار هستند و فقط به اینها واقف هستیم در حالی که تاکتیک‌ها موضوع بسیار مهمی برای روابط عمومی‌هاست. تاکتیک به این معنی که چندین تکنیک کنار هم در یک موقعیت خاص به کار گرفته شود و همین تکنیک‌ها که در موقیعت و مکانی دیگر کاربرد ندارد، در اینجا کاربرد پیدا می‌کند. یعنی می‌توان گفت یک  حرکت هوشمندانه روابط عمومی برای حل یک دغدغه ارتباطی است یا می توان آن را " استراتژی روابط عمومی" نامید. حتی بنا به همین تکنیک‌ها گاهی خود روابط عمومی باید سکوت کند که به آن سکوت فعال می‌گوییم. و این کار را انجام می‌دهد تا واکنش‌ها را بسنجد و همگی این‌ها زیر ذره‌بین نگاه روابط عمومی است که از هرکدام از تاکتیک ها در کجا استفاده کند و یا در جایی دیگر استراتژی جو دادن و شلوغ کردن را بر می‌گزیند. پس روابط عمومی باید واقف به این شرایط باشد و از سازمان و جامعه آگاهی کامل را داشته باشد که بتواند تاکتیک ها را به طور احسن به کار گیرد.

 

به نظر شما یک روابط عمومی چه طور می‌تواند این استراتژی و تاکتیک‌ها را یاد بگیرد، برخی از دانش آموختگان روابط عمومی هم اطلاعی از این موضوع‌ها ندارند؟

 دانشگاه بیشتر هدایت کننده است و استاد در طول چند جلسه نمی‌تواند همه دانش آکادمیک خود را به دانشجو منتقل کند. این هوشمندی دانشجو است که از راهکارهای استاد و دانشگاه  به صورت مفید بهره ببرد و به فکر پروراندن آن باشد. متاسفانه فضای دانشگاه محدود است و نمی‌تواند تمام ارکان روابط عمومی را فرا گرفت. لذا آن فرد با مطالعات جانبی خود باید این تخصص و حرفه را بپروراند؛ می‌تواند در قالب نوشتن کتاب و مقاله‌های پژوهشی باشد یا  رفتن به سمینارها وکارگاه ها و همراه بودن با افراد صاحب نظر در این رشته.

 

در پایان به نظر شما راهکار روابط عمومی‌ها در این زمینه چه باید باشد.

 روابط عمومی باید انگیزه و نیروی جهشی داشته باشد و یک سری از کارهای خود را حتما در معرض دید مدیران قرار دهد که خود را به اثبات برساند و مدیر خلاء این حرفه را همیشه احساس کند. به عقیده من روابط عمومی باید پنج قدم بردارد که مدیر هم به دنبال این پیامدها یک قدم بردارد و همگام با روابط عمومی بشود. پس روابط عمومی باید به عنوان یک زیر بنا خود به فکر ساختن تشکیلات و نمایش دادن خود در همه عرصه ها به مدیر و کارکنان از یک طرف و جامعه مخاطبان اش از طرفی دیگر باشد. روابط عمومی باید مثل موجی خروشان همیشه در حال خروشیدن خود باشند و نباید از حرکت خود خسته و ناامید شوند. اگر حرکت خروشان از روابط عمومی گرفته شود، قطعا به مرداب تبدیل می‌شود که هیچ نقشی ندارد. پس در زمان حال روابط عمومی باید از لاک دفاعی خود بیرون بیاید و حالت تهاجمی به خود بگیرد و به کار تیمی و به تغییر افکار عمومی به شدت اعتقاد داشته باشد.

چقدر از لحظات طلایی عمرمان را صرف خواندن کتاب می کنیم؟

رهبر فرزانه انقلاب با توصیه به کتاب خوانی، خاطره ای درس آموز بیان کرده است: «می خواهم خواهشی از مردم بکنم و آن این است: کسانی که وقت های ضایع شونده ای دارند، مثلاً به اتوبوس یا تاکسی سوار می شوند، یا سوار وسیله نقلیه خودشان هستند و دیگری ماشین را می راند، یا در جاهایی مثل مطب پزشک در حال انتظار به سر می برند و به هر حال، اوقاتی را در حال انتظار به بی کاری می گذرانند، در تمام این ساعات، کتاب بخوانند. کتاب در کیف یا جیب خود داشته باشند و در اتوبوس که نشستند، کتاب را باز کنند و بخوانند. ...

Register to read more...

راهکارهای برندسازی با روابط عمومی

اینجا می خواهیم در مورد راهکارهای برندسازی با روابط عمومی بگوییم، نکته اساسی اینجاست که برندسازی تبدیل به یکی از عوامل کلیدی موفقیت در فضای کسب و کار شده است. برند با نمادهای بصری و نقطه حائز اهمیت به یاد ماندنی فاصله زیاد دارد. برند ماموریت، چشم‌انداز، اصول اجرایی و تاکتیک‌های سازمان را مستحکم می‌كند. اسکینر برند را این‌گونه تعریف می‌كند: یک نام، طرح، نماد یا هر ویژگی که یک محصول یا خدمت یک فروشنده را از بین بقیه فروشنده‌ها متمایز می‌كند. وظیفه برند، شناسایی و ایجاد آگاهی و تضمین سطح کیفیت، کمیت، رضایت و کمک به ارتقا است. برند همچنین می‌تواند به‌عنوان سخنگوی سازمانی در راستای رسیدن به اهداف و به‌طور خاص بر اجرایی بودن روابط عمومی سازمان تولیدکننده محصول تاثیرگذار باشد و باید به ارزش‌ها، رفتارها، جایگاه‌یابی و هویت مربوط شود.

پیوند برندسازی با عملکرد و اعتبار

 

سازمان‌های با عملکرد بالا ویژگی‌های خاص مانند تمرکز، وحدت هدف، انرژی، چابکی، یادگیری و هویت را در هر موقعیت و سطوح به اشتراک می‌گذارند. اگر تمام ویژگی‌های ذکرشده پرورش یابد، استانداردهای بالای عملکرد، حتی در مواجهه با رقابت شدید، می‌توانند پایدار شوند. اعتبار بالای سازمانی، شاخص‌های قوی اعتبار را به اشتراک می‌گذارد كه شامل کیفیت مدیریت، کیفیت محصولات و خدمات، نوآوری، ارزش‌ها و سرمایه‌های بلندمدت، جایگاه مالی، نحوه استفاده از دارایی‌های شرکت، توانایی جذب، توسعه و نگهداری افراد با استعداد و مسوولیت در قبال ارتباطات و محیط می‌شود. این محرک‌ها در صنایع مختلف وزن‌ها و اولویت‌های متفاوتی دارند.

 

برندسازی در مقابل بازاریابی

 

یک ذهنیت اشتباه وجود دارد که طبق آن بازاریابی و برندسازی یکسان در نظرگرفته می‌شود، البته که این‌گونه نیست و اسكینر بازاریابی را این‌گونه تعریف می‌كند: فرآیند برنامه‌ریزی، ادراک، قیمت‌گذاری، ارتقای ایده‌ها، محصولات و خدماتی که تبادلی ایجاد می‌كنند تا اهداف سازمانی و شخصی را محقق كند. در محیط كسب‌وكار اخیر نقش بازاریابی و مفاهیم بازاریابی و برنامه‌ریزی بازار تغییر نکرده است و این درحالی است كه روش ارتباطی کسب‌وکارها و مشتریان آنها به صورت مهیجی تغییر کرده است. مساله اصلی، درک این موضوع است که ارتباطات بازاریابی در محیط کسب‌وکار اخیر یک فرآیند دوطرفه است. رسانه‌های اجتماعی بسیار عالی این روش ارتباط را تسهیل و تشویق می‌كنند. درحالی‌که توسعه سریع اینترنت و قالب رسانه‌های اجتماعی وابسته، سازمان‌ها را به‌عنوان فرصت‌های عالی برای اتصال به عموم جامعه معرفی می‌كند.

 

نقش روابط عمومی در برندسازی

 

نقش روابط عمومی سازمانی، توسعه همگام با تغییر است. روابط عمومی تنها روی محصول شما تمرکز نمی‌کند و به شکل‌دهی ارسال استراتژیک پیام كسب‌وكار شما کمک می‌كند.

نقش روابط عمومی در مدیریت برند دارای دوبخش است: خالق روایت و تامین‌کننده امکانات رسانه‌ای

خالق روایت: محیط کنونی کسب‌وکار با فقدان اعتماد و اطمینان مصرف‌کننده همراه است. در یافته‌های تحقیق آمریکا درسال 2005 یک مثال از رشد این تفكر در مصرف‌کنندگان مشاهده می‌شود و فاش می‌سازد که 65 درصد از مطالعه‌کنندگان مجلات اعتقاد دارند که تبلیغ‌کنندگان هزینه می‌کنند تا محصولات یا ویژگی‌های آنها را در بخش مقالات مجلات جای دهند. این موضوع بیانگر تغییر مهمی در نگرش و ادراک مصرف‌کننده است. هدف از برندسازی ایجاد ارتباط با جوهر وجودی سازمان است و این نیازمند داستانی است که معمولا توسط محصول یا خدمت یا از طریق تبلیغات دهان به دهان مصرف‌کننده به‌عنوان پیامی معتبر بازگو می‌شود.

رسانه‌های اجتماعی: رشد رسانه‌های اجتماعی و مخاطبان آنها بازی برای تبلیغ‌کنندگان و بازاریابان را تغییر داده است. زیرا رسانه‌های اجتماعی بر پایه ارتباطات تعاملی و دوطرفه هستند که دقیقا نقطه مقابل مفهوم سنتی یک طرفه و فرستنده مدار (sender orientation) تبلیغات و ارتباطا ت بازاریابی است. ارتباطات فرستنده مدار روی فرد فرستنده تمرکز دارد. به‌ویژه تئوری ارتباط فرستنده مدار فرض می‌کند که طراحی پیام، کلید موفقیت ارتباط است. در پروتکل ارتباطی تبلیغات و بازاریابی فرستنده مدار یک طرفه سنتی، ارتباط تنها از طرف فرستنده که به موضوعی اشاره می‌کند، اتفاق می‌افتد. طراحی پیام، کلید موفقیت ارتباط پیام است واگر گیرنده پیام، معنی پیام را درک نکند ارتباط شکل نمی‌گیرد. (استیدمن، 1975)

 

رسانه اجتماعی، یکی از محدوده‌های بسیار زیاد از کسب‌وکار سازمانی است که واحد روابط عمومی می‌تواند در آن کمک کند. روابط عمومی از طریق گفتن داستان معتبر و حمایت از ذهنیت تبلیغات برند به تعهد ضروری برند و نگرش برند زندگی می‌بخشد. این مهم‌ترین مساله در محیط و رسانه در حال تحول است. روابط عمومی با اهداف گسترده در ارتباطات سازمانی و به‌عنوان نماینده سازمان و ایجاد خود فهمی(self-understanding)که به صورت فزاینده با مردم در ارتباط است، مورد استفاده قرار می‌گیرد. این موضوع برای جابه‌جایی بازار، تحریک مصرف‌کننده و اقتصاد مکالمه‌ای (conversation economy) که از طریق مکالمه دوجانبه بین مصرف‌کننده و سازمان شکل گرفته، بسیار حائز اهمیت است. علاوه براین آگاهی اجتماعی فزاینده در بین مصرف‌کنندگان با تمرکز زیاد بر آنچه چه سازمانی هستند، بیشتر ازآنکه چه محصول یا خدمتی تولید می‌کنند، به‌وجود آمده است.

علاوه براین وجود سیستم گسترده مصرف‌کننده و فقدان اعتماد و اطمینان مصرف‌کننده که به‌واسطه رویداد‌های دهه گذشته به‌وجود آمده باعث فشار به کسب‌وکارها برای بازنگری استراتژی‌های ارتباط تبلیغات و بازاریابی شده است. یکی از نتایج، یکپارچه سازی واحد روابط عمومی با واحد نوآوری برندسازی است. تکثیر کانال‌های تلویزیونی و مجلات تخصصی، دسترسی سریع 24 ساعته به اخبار و رشد نمایی اینترنت به این معنی است که سازمان‌ها جایی برای مخفی شدن ندارند. سازمان‌ها باید با بیان علت و نشانه (sign)، آماده برای رد کردن داستان‌های مخرب باشند و باید همیشه مطمئن باشند که پیام خود را منتقل می‌کنند. تمام این موارد نشان می‌دهند که روابط عمومی تا چه اندازه برای استراتژی برند، ساختن و حفظ اعتماد سازمان اهمیت دارد.

برای توسعه استراتژی‌های موفق روابط عمومی باید 4 عامل را درنظر گرفت:

1) شناسایی ویژگی‌های مختلف و خصوصیات برند

 

2) ارزیابی ادراک تمام سهامداران خارجی

3) عملکرد ارتباطات سازمانی، استفاده از ویژگی‌های برند و خصوصیات داخلی برای شکل دادن کارمندان در جایگاه‌یابی شرکت

 

4) ایجاد برنامه سالانه قابل ارزیابی، تعهد برند، ادراک مخاطبان اصلی رهبری سازمانی، ارتباطات مشتری، نوآوری بازار و مسوولیت سازمانی

 

 

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد مورخ 2 شهریور 94

سه اصل برای داشتن تغذیه سالم

مهم‌ ترین اصل در زندگی، سلامتی است و سلامتی بستگی به شیوه زندگی ما دارد، چنان چه این شیوه زندگی صحیح باشد، سلامتی حفظ و ارتقا می ‌یابد.

از بین عوامل دوازده‌ گانه موثر بر شیوه زندگی، تغذیه خوب از اهمیت به سزایی برخوردار است.

تغذیه خوب یعنی "به گونه‌ ای بخوریم و بیاشامیم که بتوانیم رشد کنیم و از سلامتی بهره‌مند شویم."

در اینجا مهم‌ ترین سوال این است که چگونه می‌ توانیم به یک رفتار تغذیه ‌ای خوب برسیم که خوردن و‌ آشامیدن ما را به نحو صحیح کنترل و بهبود بخشد و زمینه را برای یک زندگی سالم و بانشاط فراهم کند.

برای دستیابی به این مهم، پیش‌شرط‌ های انگیزه، دانش تغذیه‌ای و نگرش مثبت به سلامت ضروری است و با فراهم شدن این موارد زمینه برای ایجاد یک رفتار مناسب تغذیه ‌ای فراهم خواهم شد:

1- انگیزه

برای ایجاد تغییر در رفتار، داشتن انگیزه از مسایل ضروری است. در کل با انگیزه، کارها شروع و ادامه می ‌یابند.

آیا می ‌دانید که تغذیه بد یعنی کم ‌خوری، پرخوری و بدخوری، سالانه میلیون‌ ها انسان را می‌ کشد و میلیون‌ ها نفر را به بیماری ‌های صعب‌العلاج نظیر سرطان‌ها و بیماری‌ های قلبی‌عروقی، دیابت، عضلانی، اسکلتی، افسردگی و ... مبتلا می ‌کند؟

حتما می ‌دانید افرادی که از یک تغذیه خوب بهره‌ مند هستند، زندگی سالم ‌تر و بانشاط ‌تری دارند و به جای بیماری، به زیبایی‌ های زندگی می ‌پردازند و مسیر برای دسترسی به سعادت و یا هر آن چه را که دوست دارند برای آن ها بیشتر فراهم است.

تغذیه خوب یعنی "به گونه‌ ای بخوریم و بیاشامیم که بتوانیم رشد کنیم و از سلامتی بهره‌مند شویم."

به زندگی یک فرد 70 ساله ی سالم با نشاط نگاه کنید. زمانی که از او پرسیده می ‌شود، رمز این موفقیت بزرگ در شما چیست، علاوه بر آرامش روحی و فعالیت بدنی منظم، از تغذیه خوب نام می ‌برد. به زندگی یک فرد 50 ساله ی بیمار که از بیماری‌ های قلبی‌عروقی، سرطان، بیماری‌ های استخوانی و ... رنج می ‌برد، توجه کنید. تغذیه بد یکی از عوامل آن است.

با توجه به مطالب فوق و تفکر و اندیشه در آن ها، شاید انگیزه مناسب در بسیاری از ما برای توجه به تغذیه مناسب ایجاد شود.

بدن انسان ماشین پیچیده و دقیقی است که احتیاج به نگهداری آگاهانه دارد.

2- دانش تغذیه ‌ای

برای رسیدن به یک روش تغذیه ‌ای مناسب و سلامت‌ مدار، داشتن دانش تغذیه‌ای بسیار ضروری است و با مطالعه کتاب و بهره ‌گیری از دانش متخصصان تغذیه این مهم فراهم می‌ شود. این نوعی احترام به خود است که اندکی وقت و بودجه ی خود را صرف این مساله مهم نماییم.

3- نگرش مثبت به سلامتی

داشتن دانش تغذیه ‌ای به تنهایی به تغییر رفتار منجر نخواهد شد. در کنار این دانش، نگرش مثبت به سلامتی نیز باید باشد تا رفتار تغذیه ‌ای ما را شکل دهد. به عنوان مثال فردی که می‌ داند مصرف چربی زیاد، برای سلامت قلب و عروق او مضراست، ولی غذاهای چرب می ‌خورد، یعنی دانش لازم را در این زمینه دارد، ولی نگرش مثبت به سلامتی خود را ندارد، یا به عبارتی سلامتی برای او مهم نیست. این شخص اگر علامه ی دهر هم باشد، تغییری در رفتار تغذیه ای او ایجاد نمی‌ شود.

دکتر محمدعلی حیدرنیا - متخصص پزشکی اجتماعی

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

ویتامین b3

کمبود شدید ویتامین ب3، اسهال شدید و عوارض گوارشی را به دنبال دارد و اگر این کمبود ادامه پیدا کند زوال عقل ایجاد می‌شود.

 

ویتامین B3 یا نیاسین یکی از ویتامین‌های محلول در آب است. در واقع نیاسین واژه‌ای عمومی است که بر دو شکل ویتامین یعنی نیکوتین‌آمید و نیکوتینیک‌اسید اطلاق می‌شود. از سال 1867 (1246ش) اسیدنیکوتینیک برای شیمیدان‌ها شناخته شده بود.

در سال 1913 (1292ش) طی مطالعاتی در زمینه شناسایی علت و عامل بیماری بری‌بری (کمبود ویتامین B1)، نیاسین را از مخمر و برنج جدا کردند ولی به واسطه‌ی عدم تأثیر آن در از بین بردن علایم ناشی از کمبود تیامین در پرندگان نسبت به آن بی‌توجه ماندند.  بعدها مجدداً بیوشیمیست‌ها به شناخت فعالیت و خصوصیات آن در بدن علاقه‌مند شدند.

نیاسین ویتامینی است که مانع بروز بیماری پلاگر می‌گردد. گزارشات اولیه نشان داد که بیماران مبتلا به پلاگر نه تنها با مصرف پروتئین‌های حیوانی درمان می‌شدند، بلکه نسبت به مایع استخراجی حاصل از مخمّر هم که فاقد هر گونه پروتئین است، واکنش مثبت نشان داده و علایم بیماری در آن‌ها برطرف می‌گردد. بدین لحاظ تصور می‌شد که عامل بیماری پلاگر ویتامین B2 موجود در مخمر است. مطالعات بعدی به خصوص در حیوانات آزمایشگاهی و ایجاد بیماری پلاگر در آن‌ها از جمله سیاه شدن رنگ زبان در سگ و درمان آن توسط منابع غذایی مختلف چون جگر انجام گرفت. در نهایت اسید نیکوتینیک را از جگر استخراج و جدا نمودند. تأثیر درمانی آن در انسان مبتلا به پلاگر نیز گزارش شده است.

بیماری‌ای که به نام پلاگر در ایتالیا و مل‌دلاروسا در اسپانیا خوانده می‌شد، اولین بار در قرن هیجدهم میلادی و بیشتر در میان مردم فقیر که غذای عمده و اصلی آن‌ها را ذرت تشکیل می‌داد، توصیف شد. اگر چه شواهد موجود دلالت بر آن می‌کرد که بیماری می‌تواند با تغییر غذا معالجه شود، لیکن تا سال 1917 (1296ش) این بیماری به فقدان یک عامل غذایی نسبت داده نشد.

توأم بودن پلاگر با غذای یکنواختی که به مقدار زیادی از ذرت تشکیل شده بود منجر به این فرضیه شد که پلاگر به وسیله یک قارچ یا یک ماده عفونی یا سمی موجود در ذرت فاسد ایجاد می‌شود. عقیده دیگر این بود که به علت بدتر شدن علایم پوستی همراه با پلاگر در اثر نور خورشید، بیماری در نتیجه مسموم شدن از نور خورشید است.

ویتامین ب3 در اثر پختن در آب از بین می‌رود. بنابراین تا حد امکان از جوشاندن، پختن

و فریز کردن سبزیجات خودداری کنید

 

همچنین عقاید نادرست دیگری نیز در رابطه با علل این بیماری رایج بود تا اینکه، تنها در سال 1917 (1296ش)، یعنی زمانی که گولدبرگر فرضیه خود را با ایجاد پلاگر از طریق محدودیت غذایی به اثبات رسانید، پیشرفتی در کنترل این بیماری حاصل شد. او یازده داوطلب زندانی را در آمریکا تحت رژیمی قرار داد که مشابه رژیم بیماران پلاگری بود و بعد از 5 ماه در آن‌ها عوارض بارز پلاگر (ورم پوست، اسهال و افسردگی) ایجاد شد و بعد ثابت کرد که عامل این بیماری تغذیه‌ای است.

پلاگر که اول بار در ایالت نیویورک در سال 1875 (1254ش) گزارش شد، تنها بیماری کمبود ویتامینی است که تا کنون در ایالات متحده یک بیماری بومی و یک مسأله اساسی بهداشت و سلامت عمومی بوده است. شیوع آن محدود به دهکده‌های کوچک ایالت‌های جنوبی است که بیشتر غذای اهالی را ذرت، ملاس و گوشت خوک شور تشکیل می‌دهد.

در زمان حاضر پلاگر در ممالکی مانند رومانی و یوگسلاوی که ذرت مصرف می‌کنند و بعضی از قسمت‌های مصر و در نواحی هندوستان که ارزن هندی می‌خورند، مشاهده می‌شود. این حقیقت که این بیماری در آمریکای جنوبی، جایی که ذرت 80 درصد کالری را تأمین می‌کند، دیده نمی‌شود؛ مربوط به استفاده از قلیای آهکی در مواد تهیه شده از ذرت است. این مواد قلیایی به آزاد کردن نیاسین متصل شده به پروتئین در غلات کمک می‌کند.

 

خواص شیمیایی نیاسین

این ویتامین یکی از مقاوم‌ترین مواد در طبیعت است. نیاسین در محیط‌های اسیدی، قلیایی، حرارت، نور و اکسیژن هوا مقاوم است و فقط مقدار مختصری در آب حل می‌شود. در یک طبخ معمولی 15 تا 25 درصد نیاسین از بین می‌رود.

فرم نیکوتین آمید آن برای موارد درمانی بهتر است چون به کار بردن مقادیر زیاد اسیدنیکوتینیک (فرم دیگر نیاسین)، که به عنوان نرم‌کننده‌ی عروق عمل می‌کند، ممکن است سبب قرمز شدن پوست شده و ایجاد حس سوزش نماید.

 

اعمال نیاسین در بدن

این ویتامین در تنفس سلولی دخالت دارد و در آزاد کردن انرژی از کربوهیدرات‌ها، چربی‌ها و پروتئین‌ها دخالت دارد.

گلیکوژن، ماده کربوهیدراتی ذخیره‌ای موجود در کبد و عضلات می‌باشد و نیاسین در سنتز آن نقش دارد.

همچنین نقش مهمی در سوخت و ساز چربی‌ها در بدن ایفا می‌کند.

 

موارد استفاده در پزشکی

* نیاسین آمید به درمان آرتروز، روماتیسم مفصلی، دیابت وابسته به انسولین، بی‌خوابی و سردرد میگرنی کمک می‌کند.

* هر شکلی از این ویتامین می‌تواند در درمان یا پیشگیری از پلاگر استفاده شود.

* افرادی که دچار سل یا سرطان هستند، خانم‌هایی که از قرص‌های ضد حاملگی استفاده می‌کنند و اشخاصی که از کمبود پروتئین رنج می‌برند، به احتمال بیشتر دچار کمبود این ویتامین می‌شوند.

* در اسکیزوفرنی (جنونی جوانی) به کار می‌رود که البته نتیجه‌بخش نیست.

* نیاسین، در مقادیر بالا یعنی حدود 3 گرم در روز، کلسترول بد (ldl) را کاهش و کلسترول خوب (hdl) را افزایش می‌دهد.

 

این ویتامین اثر داروهای کاهنده‌ی کلسترول را نیز افزایش می‌دهد؛ منتها حالت گرم شدن و گرگرفتگی ایجاد می‌کند و پوست قرمز می‌شود. بایستی بدانید که در مقادیر بالاتر از 50 تا 60 میلی‌گرم در روز ممکن است عوارض گوارشی (اسهال، استفراغ، تهوع و دل درد) ایجاد کند و گاهی موجب بروز کهیر، سردرد، سرگیجه، اسپاسم برونش و درد در ناحیه قفسه سینه می‌شود. لذا چنین مقادیری تنها بایستی تحت نظر پزشک به صورت دارو مصرف شوند و استفاده خودسرانه از آن به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود.

 

ویتامین ب 3 عامل ترمیم سلول مغزی   

محققان اعلام کردند: ویتامین B3 می‌تواند به ترمیم و بازسازی مغز پس از سکته کمک کند. محققان بر اساس نتایج یک پژوهش اولیه روی موش‌های آزمایشگاهی خاطرنشان کردند دوزی از ویتامین ب 3 که به نیاسین هم معروف است، می‌تواند عملکرد مغز را در بیماران مبتلا به سکته مغزی احیا کند.

مایکل چوپ  رییس علمی انستیتو نوروساینس هنری فورد  در این باره تاکید کرد: نیاسین اساساً مغز را دوباره سیم کشی می‌کند که قابلیت بسیار جالب و شگفت‌انگیزی برای استفاده در انسان‌ها دارد. نتایج این تحقیق همچنین راه را برای سایر بخش‌های پزشکی اعصاب شامل آسیب‌های مغزی همواره می‌سازد.

 

عوارض کمبود ویتامین B3

ویتامین‌ها برای فعل و انفعالات بدن بسیار اهمیت دارند و کمبود آن‌ها، اختلالات اختصاصی ایجاد می‌کنند و ممکن است به خاطر آن بیماری خاصی بروز کند.

لکه و زخم‌هایی که از کمبود ویتامین B3 ایجاد می‌شود به گردن کازال مشهور است؛ کازال شخصی بود که اولین بار این لکه‌ها و زخم‌ها را کشف کرد و به نام او نام‌گذاری شد.

افراد روزانه به 14 میلی‌گرم از این ویتامین نیازمند هستند. کمبود این ویتامین موجب بروز بیماری‌های التهابی پوست می‌شود و در قسمت‌هایی از پوست که در معرض آفتاب قرار می‌گیرد لکه‌ها و زخم‌های کازال بروز می‌کند. البته ویتامین B3 به نور و حرارت مقاوم است، همچنین این ویتامین به حفظ آرامش فرد کمک می‌کند و هورمون‌های درون‌ریز مهم را در بدن تولید می‌کند. کمبود شدید این ویتامین اسهال شدید و عوارض گوارشی را به دنبال دارد و اگر این کمبود ادامه پیدا کند زوال عقل ایجاد می‌شود.

 

پلاگر بر روی سه اندام مهم بدن شامل دستگاه گوارش، پوست و اعصاب اثر می‌گذارد.

* عوارض پوستی شامل تورم، التهاب، ناراحتی، خشونت پوست، تاول و تغییر رنگ پوست می‌باشند که سه مشخصه اصلی دارند: علایم قرینه هستند، عارضه آن قدر شدید است که مرز مشخصی بین قسمت مبتلا و غیر مبتلا وجود دارد و این که در تابستان به علت تابش بیشتر آفتاب عوارض شدیدتر است. عارضه گردن بند پلاگر، یک طوق ملتهب و قطور و کبود است که تمام گردن را در بر می‌گیرد.

* عوارض گوارشی شامل بی‌اشتهایی، التهاب و ناراحتی زبان، کاهش اسید معده و در نتیجه بروز عفونت‌های مکرر گوارشی، تهوع، دل درد، التهاب و ورم روده می‌باشد. بارزترین علامت گوارشی، اسهال شدید است.

* عوارض عصبی شامل حساسیت، سردرد و بی‌خوابی در مراحل اولیه ایجاد می‌شود و به زودی به دنبال آن علایم ذهنی و روحی شدیدتری مانند فراموشی، اوهام و بالاخره یک افسردگی شدید که تقریباً مقدمه مرگ است، ظاهر می‌شود.

 

منابع ویتامین B3

بدن شما ویتامین ب3 را از پروتئین به دست می‌آورد بنابراین اگر در رژیم غذایی پروتئین کافی وجود داشته باشد، این ویتامین، کافی به بدن شما می‌رسد.

بهترین منابع ویتامین ب3 غذاهایی است که غنی از پروتئین باشد مانند: گوشت بدون چربی، مرغ، ماهی، تخم مرغ، لوبیای خشک پخته شده و نخود، کبد، شیر کم چربی یا بدون چربی و پنیر، سویا و آجیل.

منابع دیگر خوب برای این ویتامین شامل مخمر آبجو، سبوس گندم و حبوبات، غلات (به جز ذرت)، قارچ و سبزیجات تازه است.

ویتامین ب3 در اثر پختن در آب از بین می‌رود. بنابراین تا حد امکان از جوشاندن، پختن و فریز کردن سبزیجات خودداری کنید.

هر 100 گرم ماهی 7/11 میلی‌گرم،

یک لیوان آرد گندم 4/7 میلی‌گرم،

100 گرم قارچ خام 4/1 میلی‌گرم،

نصف لیوان ذرت پخته 3/1 میلی‌گرم،

100 گرم هویج خام 700 میلی‌گرم

و یک لیوان شیر خام دو درصد چربی 2 میلی‌گرم ویتامین B3 دارد.

اصول خبر نویسی

اصول خبر نویسی

در عصر جدید اطلاع رسانی و سرعت در آن بسیار اهمیت دارد در زمانه ای که به عصر انفجار اطلاعات معروف است رسانه ای موفق است که بتواند با سرعت و دقت کامل وقایع را منعکس نماید. کارشناسان علم ارتباطات خبر را بهدوگروه : معمولی  وتازه هاتقسیم کرده اند.


اصول خبر نویسی

در عصر جدید اطلاع رسانی و سرعت در آن بسیار اهمیت دارد در زمانه ای که به عصر انفجار اطلاعات معروف است رسانه ای موفق است که بتواند با سرعت و دقت کامل وقایع را منعکس نماید. کارشناسان علم ارتباطات خبر را بهدوگروه : معمولی  وتازه هاتقسیم کرده اند.

البته ارائه تعریف جامع و کاملی از خبر تقریباً دشوار است و هر کدام از اندیشمندان در حوزه خبر و اطلاع رسانی بنا به ذوق و اندیشه خود تعریفی از خبر را ارائه نموده اند. بنابراین خبر دارای مفهومی شناور است.

تعاریف خبر:

v            هر عمل و اندیشه واقعی که برای عده زیادی از مردم جالب باشد و به آن توجه کنند

v            هر موضوع جالب روز که برای خوانندگان یا شنوندگان منتشر شود.

v            خبر گزارش مناسب ، خلاصه و دقیق یک رویداد است.

v            خبر نقل ساده و خالص وقایع جاری روزانه است.

v            خبر گزارش بی طرفانه ، دقیق و عینی از یک رویداد است.

جمع بندی: خبر گزارش عینی و بی طرفانه وقایع و رویداد هاست که دارای یک یا چند ارزش خبری است.

مفاهیم اساسی در خبر نویسی:

درستی خبر

روشنی خبر

جامعیت خبر

الف) درستی خبر:

یکی از مسئولیت های مهم خبر نویسی و روزنامه نگاری ارائه اطلاعات درست به مخاطبان است . اطمینان از درستی مطالب نوشته شده از ضروریات حرفه خبرنگاری یا روزنامه نگاری است . همیشه خبرنگار باید وقایع را آنطور که اتفاق افتاده منتقل نماید نه آنطور که دوست دارد اتفاق افتاده باشد.

ب) روشنی خبر:

خبر باید با صراحت و روشنی تنظیم شود . خبرنگاری که از یک رویداد خبر تهیه میکند اگر نتواند اطلاعات خود را به زبان ساده بیان کند نمی تواند در کار خود موفق باشد. اصطلاحات حقوقی، فنی ، پزشکی و ... باید طوری نوشته شود که فهم مطلب برای همگان آسان باشد. عوامل متعددی منجر به ابهام خبر می شود که تعدادی از آنها از اختیار خبر نگار خارج است. هنر خبرنگار در این است که بتواند اطلاعات صحیح را در زمانی کم بدست آورد و آن را تنظیم کند.

مهمترین عاملی که باعث ابهام خبری می شود  اینست که خبر نگار موضوع خبر را درک نکرده باشد.   

ج)جامعیت خبر:

خبر باید جامع و کامل باشد و به پرسش هایی که برای مخاطبان به وجود می آید پاسخ دهد بدین منظور خبر نگار باید به پرسشهای مربوط به عناصر خبر پاسخ دهد، لذا خبر نگار باید خود را به جای مخاطب گذاشته و پس از تنظیم خبر مجدداً آن را ارزیابی کند و به پرسش هایی که برای خودش مطرح می شود به درستی پاسخ دهد.

عناصر خبری

برای شناخت عناصر خبر هنگام وقوع یک رویداد برای خبر نگار شش پرسش مطرح می شود که پاسخ های این شش پرسش تعیین کننده عناصر خبری خواهد بود:

 

1.      کِی یا چه کسی

2.      کجا

3.      کَی یا چه وقت

4.      چه یا چه چیزی

5.      چرا

6.      چگونه

 

 1. کِی یا چه کسی

در هر رویدادی به طور طبیعی افراد شناخته شده یا ناشناس نقش اصلی را بر عهده دارند. در حوادث طبیعی مثل سیل ، زلزله، طوفان  و ... نقش اصلی به عهده آنهاست.

2.کجا

یعنی محل وقوع رویداد- محل وقوع رویداد در بیشتر خبرها برای مخاطبان خبر و حتی خبرنگاران اهمیت فراوانی دارد در اکثر موارد یک رویداد شهری یا مملکتی نسبت به یک رویداد خارجی اهمیت بیشتری دارد و ارزش خبری آن برای مخاطبان مهمتر است.

3.  کَی یا چه وقت

ذکر زمان در بیان اخبار و رویدادها برای اخباری که در مدت زمان کوتاهی رخ داده اند به خبرتازگی می بخشد. در مورد رویدادهایی که زمان بیشتری از وقوع آن می گذرد ذکر زمان فقط آن را مستند میکند. هر چند که متعقدند در مواقعی که مدتی از وقوع یک رویداد گذشته ذکر زمان چندان ضروری نیست اما از آنجائیکه امروزه خبر بعنوان داده های ارزشمندی برای محققان مطرح شده ذکر زمان رویداد در این گونه اخبار ضروری به نظر   می رسد.

4. چه یا چه چیزی

عنصر چه در میان عناصر خبری ماهیت رویداد را بیان میکند. همیشه برای مخاطبان این سؤال اساسی مطرح است که خبر به چه چیزی مربوط است.(یک حادثه رانندگی، مسابقه ورزشی، یک اختراع ، یک موفقیت یا شکست) البته به طور طبیعی حوادث و رویدادهای زندگی بشری مثل حلقه هایی به هم متصل هستند.

5. چرا

چرا در خبر علت و دلیل یا انگیزه وقوع یک رویداد خبری را بیان میکند. مثلاً هنگام وقوع یک قتل نخستین پرسش برای مخاطبان این است که چرا این قتل به وقوع پیوسته. توجه داشته باشیم که در برخی موارد دستیابی به پاسخ چرا در وقوع یک رویداد ممکن است به مدت زمان طولانی نیاز داشته باشد.

 6. چگونه

عنصر چگونه نحوه چگونگی وقوع رویداد را بیان میکند.در واقع عنصر چگونه عنصر توصیفی و روایی ماجراست. در بسیاری مواقع خبرنگاران از چگونگی به وجود آمدن یک رویداد پس از مشاهده محل وقوع رویداد آگاهی نسبتاً کاملی به دست می آورند هرچند ممکن است در برخی از موارد تا مدتها نتوانند به آن دست پیدا کنند. معمولاً عنصر چرا و چگونه هنگام تهیه گزارش های تحلیلیو تشریحیبیشتر از سایر موارد استفاده می شود زیرا در این موارد خبرنگار زمان بیشتری را برای دلیل، انگیزه و یا علت وقوع رویداد در اختیار دارد.

حال عناصر فوق را با ذکر یک مثال بیشتر توضیح میدهیم:

مثال: در چند روز اخیر طوفان شدید، زندگی مردم را در جنوب شرقی برزیل مختل کرد. روز گذشته امدادگران در این منطقه      پسر بچه ای را که 15 ساعت زیر گل و لای مدفون شده بود بیرون کشیدند، طوفان و رانش زمین باعث شده بود که خانه این        پسر بچه زیر گل و لای مدفون شود که در جریان این حادثه 5 برادر وی جان باختند.

1.      چه کسی: مردم برزیل . یک پسر بچه و 5 برادر وی

2.      چه چیزی: مختل شدن زندگی

3.      کجا : جنوب شرق برزیل

4.      چه وقت: در چند روز اخیر

5.      چرا : در اثر طوفان شدید

6.      چگونه : طوفان و رانش زمین باعث شد که خانه یک پسر بچه زیر گل و لای مدفون شود

عناصر خبری در ساختمان خبر

هر خبر نگار هنگام مشاهده یک رویداد یا پدیده یا کسب یک خبر خام برای آماده سازی و پردازش آن باید مشخص کند کدام یک از اطلاعاتی را که در دست دارد از اهمیت بیشتر و کدام یک از اهمیت کمتری برخوردار است. شناخت اطلاعات به خبرنگارکمک میکند تا بتواند زاویه مناسبی برای مشاهده و ثبت خبر بدست آورد. خبر نگار مثل فیلمبرداری است که دوربین در دست دارد و می خواهد به شیوه ای از صحنه فیلم برداری کند که تمامی صحنه پیش روی بیننده یا خواننده یا شنونده خبری قابل تجسم و مشاهده باشد. بدیهی است که دسترسی به پاسخ شش عنصر خبری میدان و عمق دید خبرنگار را بهتر تعیین میکند.

ارزش های خبری

ارزش های خبری به خبر هویت می بخشدیعنی ساختار خبر را تشکیل میدهند. تمام تلاش یک خبرنگار با تجربه این است که ارزشهای خبری را شناسایی و منعکس کند. نکته مهم در ارزشهای خبری اینست که ارزشهای خبری ساخته و پرداخته ذهنخبرنگار نیستند بلکه در دل رویداد قرار دارند. هر رویدادی دارای یک یا چند ارزش خبری است که این ارزشها رگه های اصلی خبر را تشکیل میدهند پس می توانیم بگوییم ارزشهای خبری معیارهایی هستند که به تنهایی یا با ترکیب یکدیگر یک رویداد را می سازند و در ماهیت خود رویداد وجود دارند.

خصوصیت مهم ارزش های خبری اینست که علاوه بر اینکه خبرنگار را در شناخت و فهم خبر کمک میکند در تهیه و تنظیم خبر نیز او را یاری می دهند و به عنوان معیاری برای ارزیابی رویدادها مورد استفاده قرار می گیرند. در یک جمله می توان گفت :

"  ارزش های خبری معیار گزینش اخبارند ، هر خبری که دارای ارزشهای خبری بیشتر و مناسب تری باشد قابلیت بیشتری برای تنظیم و پخش دارد "

البته ارزشهای خبری در دل رویداد قرار دارند نه در شم خبرنگار، ولی خبرنگار به کشف ارزشهای خبری کمک میکند. همانگونه که خبرنگار از میان هزاران خبر فقط تعداد اندکی را برای انتشار و رساندن به مخاطبان  قابل ارزش گذاری می دانند. این اخبار وقتی هم منتشر می شوند خوانندگان آنها را دسته بندی میکنند، برخی را نمی خوانند و دور می ریزند، ولی برخی را می خوانند و حتی حفظ میکنند تا به دیگران منتقل کنند. فراموش نکنیم هر خبرنگاری قبل از خبرنگار شدن، خواننده یک روزنامه یا مخاطب رادیو و تلویزیون بوده است همانگونه که خبرنگاران دست به گزینش اخبار می زنند مخاطبان نیز این حق را  برای خود محفوظ می دانند. کاملاً روشن است که بهترین خبرها خبرهایی هستند که ارزش های مشترک خبرنگاران و مخاطبان آنها بیشتر باشد.

1.        ارزشهای خبری عبارتند از :

2.       دربرگیری

3.      شهرت

4.      تضادها و اختلاف ها و برخوردها

5.      استثناء و شگفتی

6.      بزرگی و فراوانی یا آمار و ارقام

7.      مجاورت ( معنوی- جغرافیایی)

8.      تازگی

1) دربرگیری

یک رویداد وقتی دارای ارزش دربرگیری است که در تعداد زیادی از افراد جامعه در زمان حال یا آینده تأثیرداشته باشد. این دربرگیری ممکن است برای افراد دارای نفع مادی یا معنوی و یا ضرر مادی و معنوی باشد. البته مهم نیست که این تأثیر مثبت باشد یا منفی، مستقیم باشد یا غیر مستقیم. ( مثلاً خبر صدور کارت شناسایی ملی تقریباً برای همه افراد جامعه مهم است بنابراین دربرگیری فراوانی دارد.)

2) شهرت

هر شخص حقیقی یا حقوقی که به خاطر شغل و فعالیتش در جامعه شناخته شده باشد اخبارش دارای ارزش شهرت است. البته این شهرت می تواند مثبت یا منفی باشد. ساستمداران، ورزشکاران و هنرپیشگان دارای شهرت مثبت هستند ولی آدمهای جنایتکار دارای شهرت منفی هستند. بدیهی است که خبر مرگ یک فرد عادی و غیر مشهور با مرگ  یک فرد مشهور ارزش خبری یکسانی ندارند.

یکی از نکات مهم در خبر نویسی شناخت میزان شهرت افرادی است که خبر را پیرامون آنها تنظیم میکنیم. بطور کلی بهترین معیار برای اینکه بدانیم فردی دارای شهرت هست یا نه آنست که اگر نام او را نزد مخاطبان ببریم آنها بتوانند تصویری را از او در ذهن خود مجسم کنند.در مورد افراد مشهور در خبرها بعضی اوقات نام و نام خانوادگی و برخی موارد نام حقوقی او را ذکر میکنند ولی در مورد افراد عادی معمولاً نام و نام خانوادگی ، سن و شغلاو را نیز می آورند. ( مثال : رئیس جمهور کشورمان صبح امروز وارد پکن شد.)

3) تضادها، اختلاف ها و برخوردها

رویدادهایی که حاوی برخورد و اختلاف و درگیری هستند. اختلاف و درگیری  میان افراد، گروه ها، احزاب، ملتها و دولتها و یا درگیری میان انسان با حیوان و یا درگیری انسان با طبیعت و ماشین است.

معمولاً برخورد و اختلاف را به دو دسته تقسیم میکنند:

                  v         برخورد فیزیکی

                  v         برخورد فکری(سیاسی، قومی، ایدئولوژیک)

برخورد فیزیکی : زلزله و طوفان : درگیری انسان با طبیعت- تصادف: درگیری انسان با ماشین- جنگ میان دولتها

برخورد فکری : ممکن است حاصل برخورد آراء و نظریات دو دانشمند پیرامون یک مسئله علمی و یا برخورد سیاسی، قومی و ایدئولوژیک میان دو یا چند نفر در قالب های انفرادی، گروهی، حزبی و یا دولتی باشد. مثل جنگ سرد بین آمریکا و شوروی که در واقع نوعی برخورد فکری بود نه برخورد جسمانی و جنگ.

4) استثناء و شگفتی

وقایع و رویدادهای نادر و کمیاب همواره باعث شگفتی انسانها می شوند زیرا وقوع چنین رویدیی برخلاف انتظار طبیعی انسانهاست حتی برخی وقایع که چندان نادر و کمیاب نیستند نوع وقوع آن ممکن است باعث شگفتی و حیرت مخاطبان شود. اختراعات، اکتشافات و اعمال غیر مترقبه افراد همیشه دارای ارزش و اهمیت شگفتی ، حیرت و استثناء در اخبار است.

5) بزرگی، فراوانی، آمار و ارقام

ذکر آمار و ارقام در اخبار به خبر ارزش بزرگی تعداد و مقدار می بخشد. فرقی نمی کند که این ارقام مربوط به چه چیزی است، هر اندازه که تعداد ارقام بزرگتر باشد چون فراگیری بیشتری دارد ارزش خبری بیشتری پیدا میکند. این ارقام ممکن است بیانگر تعداد نفرات کشته یا زخمی، قبول شده یا مردود شده، میزان بودجه و ... باشد.

مثال: 70% مردم دنیا از ناراحتی کمر رنج می برند.

  6) مجاورت ( معنوی – جغرافیایی)

دوری و نزدیکی افراد از محل وقوع یک رویداد، میزان مجاورت آن رویداد را در خبر مشخص میکند. واقعه ای که در نزدیکی محل زندگی شما رخ داده است نسبت به واقعه ای که در آن سوی شهر رخ میدهد دارای ارزش خبری بیشتری است. معمولاً مخاطبان ترجیح میدهند ابتدا از خبرهای محله و شهر و کشور خود یا کشورهای همجوار یا کشورهای که با آنها دارای عقاید مشترکی هستند کسب اطلاع کنند.

مثال مجاورت جغرافیایی: مردم عراق برای انتخاب رئیس جمهور فردا پای صندوق های رأی می روند.

مثال مجاورت معنوی: حزب الله لبنان 22 کرسی مجلس این کشور را بدست آورد.

7) تازگی

هر خبری که مدت زمان کمتری از وقوع آن می گذرد تازگی بیشتری دارد. ارزش تازگی یا زمان وقوع رویداد تازه یا دانستن اینکه رویداد در چه وقت به وقوع پیوسته در جهان رقابتهای خبری اهمیت ویژه ای دارد. رویدادی که امروز اتفاق می افتد اگر همین امروز گزارش نشود ارزش خود را از دست میدهد. هر وسیله ارتباطی که خبری را زودتر پخش کند از ارزش خبر استفاده کرده است        ( دقت و سرعت) مثال : دقایقی پیش کنفرانس کشورهای اسلامی در تهران گشایش یافت.

سبک های تنظیم خبر

 

Ø       سبک هرم وارونه

Ø       سبک تاریخی

Ø       سبک تاریخی به همراه لید

Ø       سبک پایان شگفت انگیز

Ø       سبک بازگشت تاریخی

Ø       سبک دایره ای

Ø       سبک سناریویی

Ø            سبک تشریحی

 

سبک هرم وارونه

در سبک هرم وارونه قاعدد هرمحاوی جذابترین و در بسیاری از مواقع حاوی مهمترین بخش خبر است و نوک آن یا بخش انتهایی حاوی بی اهمیت ترین بخشای خبر است. در واقع در سبک هرم وارونه مطالب با توجه به میزان اهمیت آنها از بالا به پایین تنظیم     می شود. این سبک یکی از پرکاربردترین سبکهای خبرنویسی در مطبوعات، رادیو و تلویزیون است. در سبک هرم وارونه لید نویسی بسیار اهمیت دارد زیرا چکیده مهمترینمطالب خبری رویداد در ابتدای خبر و کم ارزش ترین مطلب در انتهای خبر نوشته می شود. بر این اساس مطالب هر پاراگراف ازخبر با توجه به اهمیت و ارزش آنان از بالا به پایین تنظیم می شود.

ترتیب ارائه مطالب در سبک هرم وارونه بسیار اهمیت دارد به خصوص در خبرهایی که موضوع خبر چند بخش است و هر بخش نیز بخش های فرعی مربوط به خود را داراست. بنابراین در چنین مواقعی در نگارش مطالب بعد از لید باید نکته را در نظر داشت که چند پاراگراف بعد از لید توضیحات بیشتری را راجع به همان مطالب اصلی لید ارائه میدهد و پس از این توضیحات مطالب مهم بعدی روشن می شود. یعنی اینکه پس از آنکه لید خبر را نوشتیم مطلب یا پاراگراف بعدی باید در رابطه با لید باشد. مثال زیر مطلب را بهتر روشن میکند :

مثال: فرض کنید وزیر جهاد سازندگی در سخنرانی خود در زمینه مسائلی مثل آبخیزداری، وام، جاده سازی، ساخت مسکن روستایی و خرید گوشت صحبت کرده است. چنانچه بنظر خبرنگار سخنان وزیر جهادکشاورزی در مورد "وام"  از ارزش بیشتری برخوردار باشد آن را در لید می آورد. در این صورت باید توضیحات وزیر جهادکشاورزی در مورد وام که شامل نحوه ثبت نام، ضمانت پرداخت، نحوه قسط بندی و یا بازپرداخت وام است به ترتیب اهمیت بعد از لید خبر ذکر گردد. و اگر مثلاً مطلب مهم بعدی ساخت مسکن روستایی باشد بعد از مطالب مربوط به وام آورده شود.

توضیح: وزیر جهاد کشاورزی در جلسه مطبوعاتی خود از پرداخت وام به روستائیان خبر داد. وزیر جهاد کشاورزی افزود: روستائیانی که تا کنون وام دریافت نکرده اند می توانند با همرا داشتن کپی شناسنامه و کارت ملی و همچنین معرفی نامه از شورای اسلامی روستا به بانک کشاورزی مراجعه نمایند.

وی گفت : سقف وام پرداختی به روستائیان 20 میلیون ریال و باز پرداخت آن 200 هزار ریال در هر ماه می باشد.

مزایای سبک هرم وارونه

§      چون خبر بر اساس اولویت و مطالب مهم دسته بندی شده است مخاطب به راحتی تصمیم می گیرد که به ادامه خبر توجه کند و یا از آن صرفنظر کند.

§      تنظیم کردن آن برای خبر نگار آسانتر است

§      نخستین جمله خبر را می توان به عنوان خلاصه خبر استفاده کرد

§      انتخاب خبرها برای سردبیران آسانتر است

§      در لید چکیده مهمترین مطالب ارائه می شود

§      از نظر خواننده زمان کمتری برای دریافت مهمترین مطلب لازم است

§      حس کنجکاوی خواننده را از جنبه نیاز خبری فوراً ارضاء میکند

§      خواننده را خسته نمی کند.

§      از لحاظ تصحیح ،تیتر نویسی و ماکت بندی کار را ساده میکند.

معایب سبک  هرم  وارونه

·         در بسیاری از موارد از آنجائیکه در لید چکیده مطالب بیان می شود و اطلاعات جدیدی دوباره به مخاطب عرضه نمی شود احتمال دارد مخاطب از توجه به دنباله خبر خودداری کند.

·         در بعضی موارد مخصوصاً در خبرهای طولانی ممکن است آنچه در لید گفته شده دوباره در متن تکرار شود

·         اعمال نظر خبرنگار در برجسته کردن مطالب بیشتر از سایر سبک هاست

·         در مواردی ممکن است به علت خلاصه شدن مطالب یا حذف مطالبی توسط سردبیر، برخی از اطلاعات از متن خبر حذف شود.

·         در مطالبی که دارای ارزش خبری یکسان هستند  انتخاب مهمترین بخش برای خبرنگار کار دشواری است

کاربرد سبک هرم وارونه

سبک هرم وارونه در مطالب خبری روز مانند مصاحبه، سخنرانی ، سمینار و حوادث غیر جنایی و ... کاربرد دارد.

سبک  تاریخی

یکی از قدیمی ترین روش های تنظیم خبر است که با گذشت سالها هنوز هم جاذبه های خاص خود را داراست و مورد توجه خبرنگاران است. در سبک تاریخی درست مثل کتابهای قصه، مطالب خبری به  ترتیب زمان  و  وقوع آورده می شوند.

در سبک تاریخی بر خلاف سبک هرم وارونه مطالب به همان صورتی که به لحاظ زمانی تحقق یا فته اند در قالب خبر ارائه می شوند. در این سبک خبرنگار به داوری نمی پردازد و کاری ندارد که کدام بخش مهمتر است بنابراین در سبک تاریخی تا حدودی از اعمال نظر خبرنگار جلوگیری می شود و بر خلاف سبک هرم وارونه مطالب به شکلی کاملتر ارائه می شود البته سبک تاریخی هم    لید خاص خود را دارد که در ابتدای خبر قرار می گیرد. سبک تاریخی برای گزارش مطالب خبری روز مناسب نیست ولی در تهیه گزارش های تحقیقی می تواند استفاده شود. این سبک در روزنامه ها فقط برای گزارش حوادث جنایی که ذکر جزئیات آن برای خواننده ها جذاب است کاربرد دارد اما در نشریات هفتگی استفاده از سبک تاریخی بیشتر است چون خوانندگان هفته نامه ها و ماهنامه ها فرصت بیشتری برای مطالب این گونه نشریات دارند. در نظر داشته باشید که عمرروزنامه یک نصف روز یا حداکثر یکروز است ولی عمر هفته نامه و ماهنامه بیش از چند روز و چند هفته است.

مزایای سبک تاریخی

¨      مطالب بطور کامل بیان می شود و جزئیات از قلم نمی افتد.

¨      چون رویدادها بر اساس ارزش زمانی وقوع تنظیم می شوند دخل و تصرف خبرنگار در برجسته کردن مطالب خیلی کمتر است.

معایب سبک تاریخی

¬     باید وقت بیشتری را در مقایسه با سبک هرم وارونه صرف خواندن خبری کرد که به این شیوه تهیه شده است.

¬     خواننده را خسته میکند.  چون طولانی است ترغیب خواننده یا مخاطب به خواندن ادامه مطلب کم می شود

¬     به خاطر طولانی بودن مشکل تراکم مطلب وجود دارد

¬     زمان بیشتری برای رسیدن به مهمترین مطلب خبر لازم است

¬     صفحه بندی و تهیه ماکت در این شیوه دشوارتر از سبک هرم وارونه است

¬     خبری که به سبک تاریخی تنظیم گردد در روزنامه ها جای بیشتری را در صفحات می طلبد و در رادیو و تلویزیون هم زمان بیشتری را به خود اختصاص میدهد که چندان مطلوب نظر رسانه ها نیست.

سبک تاریخی به همراه لید

این سبک تلفیقی از دو سبک هرم وارونه و سبک تاریخی است و مخصوص پوشش دادن خبرهای شهری و حادثه ای است .کاستی های سبک تاریخی به خصوص نیاز به زمان بیشتر برای دریافت مهمترین مطلب خبری، خبرنگاران را وا داشت تا برای رفع این اشکال

پس از نوشتن خبر به شیوه تاریخی یک لید خبری نیز در ابتدای آن بنویسند. در سبک تاریخی همراه با لید ابتدا چکیده مهمترین مطلب در لید خبر قرار می گیرد و آنگاه رویداد به همان صورتی که در طول زمان اتفاق افتاده نوشته می شود.

مزایا و کاستی های سبک تاریخی همراه با لید

همان مزایا و کاستی های سبک تاریخی را دارد با این تفاوت  که با وجود لید در این سبک خواننده فوراً به اصل مطلب می رسد و حتی می تواند با دستیابی به اصل مطلب بقیه ماجرا را پیگیری کند.

کاربرد سبک تاریخی همراه با لید

همان کاربردهای سبک تاریخی است فقط کافی است که یک لید خبری به ابتدای سبک تاریخی اضافه کنیم.

سبک بازگشت تاریخی

در شیوه تنظیم خبر به سبک بازگشت تاریخی خبرنگار بر عکس سبک تاریخی عمل میکند به این معنا که اگر رویدادهای خبری در سبک تاریخی از ابتدا تا انتها نوشته شود در سبک بازگشت تاریخی وقایع به ترتیب از انتهای وقوع به سمت ابتدای شروع واقعه و در نظمی برعکس زمان نوشته می شود.

مثال :

ساعت 5 بامداد امروز در میدان انقلاب تهران طناب دار بر گردن مردی افتاد که 3 زن بیگناه را یکسال پیش به قتل رسانده بود.

هزاران نفر در میدان انقلاب تهران شاهد مراسم اعدام آقای ..... بودند.

آقای .... در آخرین جلسه دادگاه که 6 ماه پیش برگزار شد به قتل 3 زن بیگناه در فروردین ماه امسال اعتراف کرد

قاتل یکسال پیش به قصد سرقت وارد خانه ای شد اما با بیداری مادر و دو دخترش و فریاد آنها روبرو شد

برق چاقوی قاتل در سیاهی شب صدای فریادها را خاموش کرد و او هراسان از محل دور شد

همانگونه که در مثال فوق مشاهده می شود انتهای ماجرا که اعدام آقای .... است در ابتدای خبر آمده است و ابتدای رویداد در پایان خبر نقل شده است.

مزایای سبک بازگشت تاریخی

دستیابی به آخرین اخبار در لید خبر است

معایب سبک بازگشت تاریخی

آنست که مخاطب نمیداند مهمترین قسمت خبر در کدام پاراگراف است زیرا در اینگونه اخبار لزوماً اولین یا آخرین بند خبر مهمترین بند آن به حساب نمی آید.

کاربرد سبک بازگشت تاریخی

کاربرد این سبک برای خبرنگاران محدودیت خاصی ندارد ولی بیشتر در خبرهایی که طول ماجرا از نظر زمانی بیشتر از دیگر خبرهاست تنظیم خبر به سبک بازگشت تاریخی برای مخاطبان جذابیت بیشتری دارد.

سبک پایان شگفت انگیز

علاقه ای که خوانندگان، بینندگان و شنوندگان اخبار به گره گشایی پایان اخبار دارای شگفتی و ندرت دارند باعث شده است که خبرنگاران  نیز در این گونه اخبار پس از ارائه توضیحات و پیچیدگی رویداد در آخرین پاراگراف راز را بگشایند. این سبک از سبکهای شیرین خبر نویسی است در این روش قفل ماجرا در پایان خبر باز  می شود و خواننده را شگفت زده میکند.

سبک پایان شگفت انگیز بیشتر مخصوص خبرهایی است که از چاشنی شگفتی و ندرت برخوردارند و روزنامه نگار برای آنکه این چاشنی را کاملاً آشکار کند از این سبک استفاده میکند. توجه داشته باشیم که رویدادهای طولانی نباید در این قالب عرضه شوند.

مثال:

یک زن 45 ساله که 6 سال مبتلا به دل درد بود از این معضل نجات یافت. خانم بهاری 6 سال پیش به علت ناراحتی طحال تحت عمل جراحی قرار گرفت و از آن پس تا کنون از درد شکم رنج می برد. این بیمار هر ماه یکبار به بیمارستان مراجعه میکرد و پزشکان دارویی را برای او تجویز میکردند. این بیمار برای معالجه به بیمارستان آذر مراجعه کرد و پس از عکسبرداری مشخص شد که 6 سال پیش هنگام عمل جراحی یکعدد قیچی در شکم او باقی مانده است که آنرا بیرون آوردند و از این درد راحت شد.

 مزایای سبک پایان شگفت انگیز

ü      جذابیت از جمله مزایای اصلی سبک پایان شگفت انگیز است به همین سبب بسیاری از مخاطبان طالب چنین اخباری هستند

ü      خلاصه بودن خبر نیز از مزایای این سبک به شمار می آید.

معایب سبک پایان شگفت انگیز

o       در سبک پایان شگفت انگیز به علت خلاصه بودن خبر بسیاری از جزئیات خبر که حتی ممکن است برای مخاطب         مهم باشد حذف می شوند.

o       نحوه تنظیم خبر چون بر اساس سلیقه و هنر خبرنگار است ممکن است بسیاری از سلیقه ها و نیازهای خوانندگان خبر  نادیده گرفته شود.

کاربرد سبک پایان شگفت انگیز

برای اخبار کوتاه و شگفت انگیز سبک مناسبی است بنابراین شرط تنظیم این خبر داشتن خصوصیت ندرت ، کمیابی و شگفتی است.

سبک سناریویی

گاهی بر حسب موضوع و توانمندی خبرنگار اخبار به شیوه ای ابتکاری و خلاقانه که توجه خواننده را نیز جلب میکند تنظیم میشود. در این سبک خبرنگاران اخباری را که دارای تصاویر جذاب هستند مانند فیلمنامه های سینمایی، سکانس بندی میکنند و هر سکانس را به یک صحنه از رویداد اختصاص می دهند. خبرنگارانی که می خواهند اخبار را به سبک سناریویی تنظیم کنند باید بر شیوه فیلم نامه نویسی تسلط داشته باشند.

مثال: چوپانی که می خواست هنرپیشه شود.

سادگی مرد روستایی کار دستش داد، چوپان ساده دل بازیگر که نشد هیچ، گوسفندهایش را هم دزدیدند.

روز-خارجی-یک روستا- ظهر یکروز نه چندان سرد پاییزی چوپان قزوینی در گوشه ای آرام نشسته بود و برای 150 گوسفندش نی می زد که یک کامیون از راه رسید. چهار مرد از کامیون پیاده شدند و به طرف مرد چوپان رفتند و بعد از سلام و احوالپرسی خود را معرفی کردند: ما فیلمساز هستیم، برای یکی از فیلم های خود می خواهیم از شما استفاده کنیم. مرد چوپان خوشحال پیشنهاد آنها را پذیرفت : ای بابا ما که قابل نیستیم ارباب هر چه بفرمایند در خدمتتان هستیم. کارگردان ماجرای فیلم را برای مرد چوپان تعریف کرد: شما مشغول نی زدن هستید که چهار نفر از راه می رسند و گوسفندهایتان را به زور سوار کامیون میکنندو فراری می شوند آنوقت شما باید دنبال کایون بدوید و فریاد بزنید : آی دزد  آی دزد

چهار مرد رفتند که صحنه را آماده کنند، دوربین ها را سر جایشان کار گذاشتند، گوسفندها را یکجا جمع کردند، همه چیز فراهم شد. مرد چوپان شروع کرد به نی زدن چهار مرد سوار بر کامیون از راه رسیدند و با چوپان درگیر شدند و گوسفندها را سوار کامیون کردند و فرار کردند و چوپان هم فریاد زد : آی دزد  آی دزد و دنبال کامیون شروع به دویدن کرد. چند لحظه گذشت تازه چوپان ساده دل متوجه شد که چهار مرد گوسفندهایش را دزدیده اندو تمام ماجرای فیلمسازی دروغ بوده است.

روز-داخلی-اداره آگاهی- مرد چوپان بلافاصله به اداره آگاهی رفت و مأموران را در جریان قرار داد، مأموران آگاهی پس از .......

همانطور  که در خبر فوق مشخص است می توان بر اساس این خبر یک فیلم تهیه کرد یعنی خبر به گونه ای نوشته شده که قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم را داراست.

مزیت سبک سناریویی

ارائه تصاویر جذاب و دیدنی از سبک رویداد است.   

معایب سبک سناریویی

حذف صحنه های غیر تصویری از سناریوی خبری که خبرنگار تنظیم میکند ایراد اصلی این سبک ذکر شده است.

کاربرد سبک سناریویی

اخباری را که قابلیت تنظیم به شیوه نمایشنامه یا فیلمنامه سینمایی را دارند می توان در این سبک خبری تنظیم کرد.

سبک دایره ای

این سبک همانطور که از نامش پیداست به صورت دایره ای نوشته می شود یعنی خبر از همان نقطه ای که آغاز شده در همان نقطه نیز پایان می یابد. و نمی توان گفت کدامیک از بندها یا پاراگراف های خبر مهمتر از بقیه است به عبارتی می توان گفت در سبک دایره ای خبر به پایان می رسد اما رویداد یا ماجرا همچنان  ادامه دارد. از این سبک بیشتر در خبرهای تلویزیونی استفاده می شود.

مثال : هدفمند کردن یارانه ها

دولت نسبت به طرح هدفمند کردن یارانه ها تا پایان سال جاری مصمم شده است. این طرح سالهاست که ذهن همه مردم و مسئولان را به خود مشغول کرده است که دولت پس از کارشناسی های فراوان تصمیم به اجرای آن را دارد . دولت توزیع یکنواخت ثروت بین اقشار جامعه و رشد اقتصادی را از مهمترین مزیت های این طرح میداند. برخی از کارشناسان معتقدند که در شرایط اقتصادی کنونی، هدفمند کردن یارانه ها باعث ایجاد تورم و شکاف طبقاتی در جامعه خواهد شد.طرح هدفمند کردن یارانه ها دغدغه های فراوانی را در جامعه ایجاد کرده و مردم با دیده شک و تردید به آن می نگرند که سرانجام آن چه خواهد شد.

همانطور که از خبر فوق پیداست خبر به پایان رسیده است اما دغدغه های مردم و چگونگی اجرای آن همچنان وجود دارد در این خبر نمی توان گفت که کدامیک از مطالب ارزش خبری بیشتری دارد.

سبک تشریحی

سبک تشریحی مانند سبک هرم وارونه است با این تفاوت که پس از ذکر هر بند یا پاراگراف از خبر یک بند توضضیح یا اطلاعات اضافی در مورد آن موضوع ارائه خواهد شد این توضیح یا اطلاعات جدید از سابقه رویداد و یا از منابع خبری جدید کسب می شود. این سبک به علت نیاز به زمان و فضای بیشتر در رادیو و تلویزیون کاربرد چندانی ندارد و بیشتر در خبرگزاری ها و مطبوعات از آن استفاده می شود.

(لید) خبر

صدام حسین رئیس جمهور عراق روز شنبه تلاش کرد با ایراد نطقی خطاب به ملت عراق شایعات منتشر شده مبنی بر اینکه وی سکته کرده است را خنثی سازد.

تشریح

هدف وی از ایراد نطق آن بود که به جهان نشان دهد که وی زنده است و حالش خوب است و همچنان امور کشورش را اداره میکند.

خبر

صدام دیکتاتور63 ساله در حالی که سخنرانی اش از تلویزیون عراق پخش می شد در کت و شلوار قهوه ای تیره اش سالم به نظر می رسید و هر چند اکثر مفاد نطق صدام در ستایش از مهارت نظامی عراق خلاصه شده بود اما پیام اصلی وی به وضوح این بود که من همچنان اینجا هستم.

تشریح

اما سومین نمایش تلویزیونی صدام در مدت 3 روز اخیر نتوانست بینندگان را متقاعد کند. این مسأله مبهم بود که آیا این نطق به طور زنده پخش می شد یا اینکه قبلاً ضبط شده بود

با دقت در این خبر میتوان دید که پس از یک بند خبر یک بند توضیح و تشریح به دنبال آن ارائه شده است که به نوعی با خبر واصل ماجرا در ارتباط است و اطلاعات مخاطبان را در زمینه خبر اصلی افزایش میدهد.

مزایای سبک تشریحی

کامل بودن خبر و حتی نزدیک شدن آن به فرم گزارش است این نوع خبرهای تشریحیامکان کسب اطلاعات فراوان را برای مخاطبان فراهم میکند

معایب سبک تشریحی

همان ایرادی را که به سبک تاریخی می گیرند شامل سبک تشریحی هم می شودزیرا طولانی بودن خبر وقت و زمان بیشتری از مخاطبان خبر را می طلبد و حتی ممکن است این امر باعث خستگی آنان و عدم تعقیب مابقی بندهای خبر شود  به همین علت سبک تشریحی بیشتر مورد پذیرش متخصصان و محققان و کسانیکه آن خبر درباره موضوع مورد تحقیقشان است می باشد.

کاربرد سبک تشریحی

سبک تشریحی در مواردی که میان منابع خبری (خبرگزاریها، مطبوعات و ...) در مورد یک رویداد اختلاف نظر وجود داشته باشد بکار میرود. آنها با اضافه کردن توضیحات، سوابق و تشریح رویداد سسع میکنند واقعه را مطابق دیدگاه خود به مخاطبان ارائه دهند.  

 لید نویسی

لید یک کلمه انگلیسی و به معنای هدایت و راهنمایی است. به همین دلیل لید را هدایتگر و راهنمای خواننده، بیننده یا شنونده خبر به درون متن آن میدانند بنابراین می توان گفت : لید کلید ورود به متن خبر است. در عمل نیز لید همان پاراگراف اول خبر است که معمولاً در 30 کلمه به خلاصه ای از متن خبر اشاره میکند بنابراین لید چکیده مهمترین مطالب خبری یک خبر است. مهمترین وظیفه لید ترغیب خواننده به خواندن متن خبر است.

نقش عناصر خبری در لید نویسی

برای نوشتن یک لید خوب و کامل هرگز نیازی به ذکر تمامی عناصر خبری نیست در گذشته لید خبر به همه عناصر خبری پاسخ میداد اما در حال حاضر به خاطر دوری از طولانی و پیچیدگی لید، فقط به مهمترین عناصر و ارزشهای آن می پردازند و بقیه عناصر و ارزشها را به متن خبر منتقل میکنند. برای نوشتن یک لید خوب بهتر است به پرسشهای چهارگانه ذیل پاسخ دهیم:

1)      از میان نکات خبری کدام نکته واقعه از همه مهمتر است؟

2)      مهمترین ارزشهای خبری رویداد کدامند؟

3)      جدیدترین تغییرات در رویداد فوق کدام است؟

4)      چونه می توان در کمترین جمله لید را نوشت؟

لید با محتوای زیاد و لید بی محتوا

در لید نویسی لازم است خبرنگار چکیده مهمترین قسمت خبر را در لید خبر بنویسد. گاهی اوقات این چکیده نویسی به صورتی است که محتوای خبر در لید ذکر نمی شود و مخاطب مجبور است به بندهای بعدی خبر هم مراجعه کند تا به محتوای خبر دست یابد.

به لید خبری ذیل توجه کنید :  ( لید بی محتوا )

" رئیس جمهور صبح امروز در جمع خبرنگاران حاضر شد و به پرسش های آنها پیرامون وضعیت فعلی و آینده کشور پاسخ داد "

لید فوق را لید بی محتوا میدانیم زیرا از محتوای پرسش و پاسخ های خبرنگاران و رئیس جمهور  بی خبر مانده ایم. اگر خبرنگار در چنین حالتی یک بخش یا فرازی از سخنان رئیس جمهور را بیاورد لید بی محتوا تبدیل به لید با محتوا می شود.

لید خبری فوق را می توان با توجه به محتوا اینگونه تنظیم کرد: ( لید با محتوا )

" رئیس جمهور صبح امروز در جمع خبرنگاران گفت: حقوق کارمندان دولت سال آینده 20%  افزایش می یابد "

در لید نویسی چه نکاتی را باید رعایت کرد:

لید خوب لیدی است که جذاب ترین بخش خبر در آن آمده باشد زیرا غافلگیر کردن خواننده در همان جملات اول هنر یک        لید نویس حرفه ای است. این غافلگیر کردن باعث می شود تا خواننده به سوی متن خبر هدایت شود و بقیه مطالب خبر را هم بخواند.

برای نوشتن یک لید موفق باید نکات ذیل را رعایت کرد:

1.        سعی شود خلاصه ای از مهمترین عناصر و ارزشهای خبری در یک یا حداکثر سه جمله نوشته شود

2.       از نوشتن جمله های مبهم و گنگ در لید خودداری شود

3.      مطالب جزئی و غیر ضروری را در لید ننویسید زیرا این مطالب جزئی فقط بر حجم لید می افزاید و از خلاصه نویسی لید جلوگیری میکند

4.       در بسیاری از خبرگزاری های دنیا به خبرنگاران توصیه می شود لید خبری را حداکثر در 30 کلمه بنویسند

5.       ذکر کلمه قید زمان ((امروز، فردا )) به لید خبر ارزش تازگی میدهد

6.       لید را با قید زمان و مکان شروع نکنید  مگر آنکه زمان یا مکان در خبر دارای برجستگی و اهمیت خاصی باشد

7.      در مورد ذکر نام افراد مشهور و غیر مشهور با توجه به ارزش خبری شهرت بشرح ذیل عمل میکنیم :

اگر خواننده با خواندن نام فرد بتواند قیافه آنرا در ذهن خود مجسم کند نام و نام خانوادگی فرد ولی اگر با ذکر نام فرد قیافه آن فرد در ذهن مخاطب تجلی پیدا نکند پیشنهاد می شود از شخصیت حقوقی آن فرد هم در لید استفاده شود و در کنار نام و نام خانوادگی، سِمَت و شغل و یا سن او را هم می نویسیم. نکته مهم آنکه اگر فرد از شهرت لازم برخوردار نباشد لازم است لید خبر بدون اشاره به عنصر " چه کسی " نوشته شود.در لید نویسی تنها هنگامیکه یک جمله را از فردی به صورت نقل قول مستقیم و بدون دخل و تصرف می نویسیم که مطلب نقل قول  چکیده مهمترین مطلب را بیان کند در غیر اینصورت پیشنهاد می شود آن مطلب به صورت نقل قول غیرمستقیم بیان شود.

انواع لید خبری

براساس نحوه برجسته کردن عناصر خبری و یا نحوه ارائه مضمون و محتوای خبر به دو دسته کلی تقسیم میکنیم:

1)       انواع لید بر اساس عناصر خبری                  2)    انواع لید بر اساس مضمون و نحوه ارائه محتوای خبر

انواع لید بر اساس عناصر خبری

چون معمولاً هر لید خبری پاسخ عناصر شش گانه خبر است برحسب اینکه کدام عنصر خبری در ابتدای لید ذکر شده باشد نوع آن لید فرق میکند:

      v            لید که : نام فرد یا عامل واقعه در ابتدای آن می آید .

مثال: رئیس جمهور امروز با ارسال پیامی سمینار یکروزه بررسی مسائل دامپزشکی کشور را در تالار ابن سینا افتتاح کرد.

      v            لید کجا : در آن مکان واقعه ابتدا مطرح می شود.

مثال: در تالار ابن سینا سمینار یکروزه بررسی مسائل دامپزشکی کشور ......

      v            لید کی : زمان رویداد در ابتدای لید ذکر می شود

مثال: صبح امروز سمینار یکروزه بررسی مسائل دامپزشکی .......

      v            لید چه : موضوع رویداد در ابتدای لید برجسته می شود

مثال: سمینار یکروزه بررسی مسائل دامپزشکی صبح امروز......

      v            لید چرا : تفسیر و علت رویداد را ارائه میدهد

مثال : بمنظور بررسی مسائل دامپزشکی کشور صبح امروز با پیام ......

      v            لید چگونه : در ابتدای لید توصیفی از نحوه اتفاق خبر ارائه می شود

مثال: با قرائت پیام رئیس جمهوری در جمع حاضران سمینار یکروزه بررسی مسائل .....

همانگونه که در این دسته بندی از لیدها مشاهده شد هر عنصر خبری که در ابتدای لید بر جسته شود تعیین کننده نوع لید خواهد بود.

انواع لید بر اساس مضمون و نحوه ارائه محتوای خبر

¬      دسته بندی لیدها بر اساس مضمون خبر

¬      دسته بندی لیدها بر اساس نحوه ارائه محتوای خبر

لید بر اساس مضمون خبر :

¨      لید استنباطی

¨      لید تشریحی

¨      لید تک موضوعی

¨      لید فهرستی

لید استنباطی

در لید استنباطی خبرنگار معمولاً برداشت کلی خود را از مضمون خبر در لید برجسته میکند. مثلاً اگر دو تیم فوتبال با هم مسابقه بدهند و یک تیم با 5 گل رقیب را شکست بدهد خبرنگار می تواند استنباط کند که این تیم شکست سختی را بر رقیب وارد کرده است.                             مثال: تیم فوتبال پرسپولیس با نتیجه 6 بر صفر تیم استقلال را در هم کوبید.

لید تشریحی

در این لید نویسی خبرنگار به شرح جزئیات ضروری خبر می پردازد و صحنه رویداد را تشریح میکند تا لید از جذابیت بیشتری برخوردار شود. مثال : مارکوس فرمانده چریکهای مکزیک در حالی که چهره خود را با نقاب پوشانده بود و فقط چشمان سیاه رنگش پیدا بود با مشت های گره کرده و صدایی که از شدت خشم می لرزید اعلام کرد : نبرد ما ادامه خواهد یافت

لید تک موضوعی و چند موضوعی

هرگاه لید فقط به یک موضوع اشاره کند تک موضوعی و اگر به بیش از یک موضوع بپردازد چند موضوعی است.

مثال : ملکه انگلیس از کابینه لندن انتقاد کرد ( لید تک موضوعی)

کنگره آمریکا امروز لایحه مقابله با خشونت را که به موجب آن گارد ملی آمریکا در خیابانهای این کشور مستقر و دستگیری مجرمان سریعتر می شود را با حداقل آرای لازم تصویب کرد ( لید چند موضوعی)

لید فهرستی

در این گونه لیدها که معمولاً برای تدوین خبر صورتجلسه ها و مصوبه های مراکز تصمیم گیری نوشته می شود تصمیم ها به صورت فهرست و ردیف شده آورده می شود. مثال : شورای اسلامی شهر در شب گذشته در آخرین جلسه خود تصمیم گرفت موارد ذیل توسط شهردار اجرا شود:

1.       اختصاص 10% درآمد شهری برای حمل زباله های درون شهری

2.       افزایش 5% حقوق کارکنان آتش نشانی

3.       رایگان شدن ورود کارمندان شهرداری به اماکن ورزشی و فرهنگی

همانگونه که ملاحظه میگردد لید فهرستی در واقع یک نوع لید چند موضوعی است

دسته بندی لید بر اساس نحوه ارائه

1.       لید پرسشی

2.       لید نقل قولی

3.       لید دارای پس زمینه

4.       لید متعارض

5.       لید غیر عادی

لید پرسشی

لیدی است که مضمون خبر به شکل یک پرسش مطرح می شود.

مثال : بالاخره مجلس لایحه حقوق کارمندان دولت را چه زمانی تصویب میکند؟

لید نقل قولی

در این لید موضوع خبر از زیان یک فرد یا منبع خبری نقل قول مستقیم می شود.

 مثال : وزیر امور خارجه کشورمان گفت: واشنگتن همچنان به حضور نظامی خود در خلیج فارس ادامه میدهد و این موضوع برای ما قابل قبول نیست

لید دارای پس زمینه

در بسیاری از لیدها آوردن سابقه یا پس زمینه رویداد جدید می تواند بر جذابیت لید خبر بیفزاید.

مثال: 3 سال پیش بود که 4 گوزن سفید در پارک جنگلی جزیره کیش رها شدند و حالا مسئولان جزیره از خطر گرمازدگی 61 گوزن سفید سخن می گویند.

لید متعارض

در لید متعارض اختلاف نظر و عمل در یک رویداد مورد نظر است.

مثال: رئیس جمهور آمریکا از عدالت در جامعه سخن می گوید اما از مرگ 200 سیاه پوست در ایالت تگزاس اظهار بی اطلاعی میکند.

لید غیر عادی

بسیاری از رویدادها و حوادث برای ما و خبرنگاران غیر عادی است اما تنها هنگامی می توان  به غیر عادی بودن رویداد واقف شد که یک لید غیر متعارف و غیر عادی برای آن نوشته شود.

مثال : پرنده کوچک دریایی پرواز بوئینگ غول پیکر را در بندرعباس مختل کرد.

تیتر

به جمله ابتدایی یا آغازین در خبر تیتر یا عنوان گفته می شود که با توجه به آگاهی و پیش زمینه مخاطب ممکن است یک کلمه یک ترکیب یا یک جمله باشد. تیتر باید آنقدر جذاب، جامع و کامل باشد که مخاطب را جذب کند. تیتر یا عنوان علاوه بر تناسب و جذابیت باید روان باشد و از پیچیدگی انشایی به دور باشد به گونه ای که قبل از آنکه حروف با چشم دیده شود تصویر آن از طریق چشم در ذهن حک شود.       مثال : شاه رفت، امام آمد  

در تعریف تیتر گفته اند :

تیتر چکیده مهمترین مطلب خبر است که به طور دقیق و روشن بیان شده باشد. به عبارت دیگر تیتر باید با حداقل کلمات حداکثر معنا را برساند

-       تیتر خبر باید خواننده را به خواندن لید تشویق کند.                                                                                                                         -    تیتر در حقیقت خلاصه عنصر جذاب خبر است که بوسیله آن مخاطب جذب می شود .

تفاوت لید  با  تیتر

§      تیتر یک جمله کوتاه و فشرده است در حالیکه لید همان مطالب را در یک یا دو جمله طولانی بیان میکند.

§      لید معمولاً مهمترین بخش خبر و کلید ورود به متن است اما تیتر چکیده ای از کل خبر است و ممکن است در متن خبر خوانده نشود

هدف تیتر

جدا کردن مطالب مختلف روزنامه و مجله از یکدیگر و ایجاد سهولت در انتخاب و خواندن مطالب است

قواعد نوشتن تیتر

§       تیتر باید با مطالب خبر هماهنگ و منطبق باشد

§       در نوشتن تیتر باید از واژه های آشنا و رسا استفاده کرد

§       تیتر باید روشن، دقیق و بدون ابهام باشد

§       تیتر باید معمولاً حاوی فعل باشد

§       کلمات در تیتر نباید تکرار شوند

§       همانند لید، تیتر هر چه کوتاه تر باشد بهتر است

§      در انتهای تیتر نقطه گذاشته نمی شود 

اجزاء تیتر

§         تیتر اصلی

§         رو تیتر

§         زیر تیتر

§         سو تیتر ( خلاصه تیتر)

تیتر اصلی

تیتر اصلی محور اساسی خبر است و تمام دقت نویسنده باید متوجه آن باشد. موضوع اصلی خبر در تیتر اصلی منعکس می شود و به همین دلیل در مواقع ضروری ممکن است تمام اجزاء دیگر تیتر حذف شوند ولی حذف کردن تیتر اصلی بدون ناقص کردن خبر ممکن نیست

چون تیتر اصلی در میان اجزاء مختلف تیتر از همه مهمتر است بنابراین تمام نکاتی که درباره نگارش تیتر گفته شد باید در مورد تیتر اصلی در نظر گرفته شود. تیتر اصلی به سبب همین خصوصیت درشت ترین و برجسته ترین حروف را نسبت به تیترهای فرعی به خود اختصاص میدهد.                           مثال : جاده تهران چالوس بسته شد  

رو  تیتر

تیتری است که در بالای تیتر اصلی قرار میگیرد و در بسیاری از اوقات مقدمه تیتر اصلی است و حروف آن کوچکتر از حروف تیتر اصلی است.

در واقع رو تیتر مقدمه تیتر اصلی است و باید به گونه ای نوشته شود که با برداشتن آن لطمه ای به تیتر اصلی خبر وارد نشود.

مثال

رو تیتر : به سبب جاری شدن سیل و ریزش کوه

تیتر اصلی : جاده تهران چالوس بسته شد

زیر تیتر

زیر تیتر بلافاصله بعد از تیتر اصلی جای میگیرد و حروف آن کوچکتر از حروف تیتر اصلی است. زیر تیتر ممکن است تیتر کاملاًمستقلی باشد که از روی یکی از اجزاء خبر استخراج می شود. گاهی نیز زیر تیتر مکمل تیتر اصلی است و مجموع آن دو مفهوم کاملی از خبر به دست میدهد.

مثال

رو تیتر : به علت آزار و شکنجه زائران ایرانی توسط پلیس های عراقی

تیتر اصلی : علمای نجف بعنوان اعتراض نماز جماعت نخواندند

زیر تیتر : حضرت آیت ا... حکیم از حوزه علمیه نجف خارج و حوزه تعطیل گردید

سوتیتر

در پاره ای از موارد که خبر طولانی است و حاوی مطالب متعدد می باشد می توان خلاصه ای از مطالب مهم را بعد از تیتر اصلی یا زیر تیتر به صورت جمله های مستقل بیان کرد. خلاصه تیتر را در اصطلاح روزنامه نگاری سوتیتر می گویند که با ستاره یا نقطه های درشت در ابتدای جمله مشخص می شود.

مثال

رو تیتر : مجلس شورای اسلامی قانون جدید نظام وظیفه را تصویب کرد

تیتر اصلی : 600 هزار مشمول غایب از خدمت معاف شدند

زیر تیتر : مشمولان متولد 1330 تا 1340 با پرداخت یک میلیون ریال برگه معافیت می گیرند

 

سوتیتر: 200 میلیون تومان درآمد دولت از طریق قانون جدید معافیت نظام وظیفه است

در پایان این مبحث یادآور می شود که لازم نیست همه خبرهای روزنامه تیتر کامل داشته باشد و ممکن است بنا بر احتیاج فقط از یک یا چند تیتر برای آنها استفاده شود.

ویژگیهای خبر نویسی در رادیو، تلویزیون و مطبوعات

 

      v            مستند بودن خبر

      v            امکان مشاهده مجدد

      v            توزیع همزمان

      v            ارزانی وسایل ارتباط جمعی

      v            باسواد بودن مخاطبان

      v            امکان استفاده از وسیله ارتباطی

      v            استمرار ارسال خبر در هر لحظه

مستند بودن خبر

در رسانه های نوشتاری مانند خبرگزاری ها و مطبوعات، مکتوب بودن خبر به آن نقش سند میدهد. یعنی می توان هر جا لازم باشد از آن رونوشت تهیه کرد و ارائه داد در حالیکه در رادیو و تلویزیون چنین امکانی وجود ندارد.

امکان مشاهده مجدد

هر وسیله ارتباطی که خبر آن مستند باشد امکان مشاهده مجدد آن نیز وجود دارد.

توزیع همزمان

از ویژگی های اخبار رادیو و تلویزیون و خبرگزاری ها امکان توزیع همزمان خبر است یعنی در همان لحظه ای که اخبار پخش        می شود مخاطبان نیز در همان لحظه خبر را دریافت میکنند در حالیکه در مطبوعات چنین امکانی وجود ندارد.

باسواد بودن مخاطبان

هر فردی برای خواندن مطبوعات باید توانایی خواندن داشته باشد در حالیکه اخبار رادیو و تلویزیون به چنین سوادی نیاز ندارد

ارزانی وسایل ارتباطی

برای خواندن روزنامه مخاطب باید مشترک شود و پول پرداخت کند

امکان استفاده از وسایل ارتباطی

از بعضی رسانه ها در مواقع غیر عادی نیز می توان استفاده کرد مثلاً خبر رادیو را در هنگام رانندگی می توان شنید

استمرار ارسال خبر در هر لحظه

این ویژگی از خواص رادیو و تلویزیون و خبرگزاری هاست در حالیکه مطبوعات نمی توانند از این موقعیت استفاده کنند

تفاوت خبر نویسی در رسانه های جمعی

هر وسیله ارتباطی با توجه به ویژگی هایش به علت تفاوتهای مخاطبان از شیوه های متفاوت در لید،تیتر،عکس و تنظیم خبر بهره میبرد

 خبرنویسی در مطبوعات :

¬     معمولاً به سبک هرم وارونه یا به سبک تاریخی همراه با لید است

¬     معمولاً با استفاده از عناصر خبری، لیدهای تک موضوعی یا چند موضوعی انتخاب می شود

¬     خبر تقریباً کامل است و سابقه خبر به شکل کامل ارائه می شود

¬     زبان آن ساده و روشن است و با استفاده از فنون صفحه بندی، برجسته سازی صورت می گیرد.

خبر نویسی در خبرگزاری ها :

¨      معمولاً از سبک هرم وارونه و تاریخی همراه با لید استفاده می شود

¨      خبر باید جامع و کامل باشد

¨      معمولاً بین خبر و تحلیل و تفسیر آن فاصله وجود دارد

¨      از تیتر فقط برای تفکیک مطالب استفاده می شود

¨      در نوشتن خبر از دو زبان ساده و تخصصی استفاده می شود.

خبر نویسی در رادیو

§    معمولاً از سبک هرم وارونه استفاده می شود

§      از انواع لیدها استفاده می شود

§      معمولاً خبر کوتاه است و زمان تعیین کننده است

§      سابقه خبر بسیار کوتاه آورده می شود

§      زبان خبر ساده و روشن است

§      تیتر نقش مهمی در جذب مخاطب دارد ولی اکنون بجای تیتر از خلاصه خبر استفاده می شود.

خبر نویسی در تلویزیون

Ø      خبر معمولاً به سبک هرم وارونه تنظیم می شود

Ø      از انواع لید استفاده می شود

Ø      خبر معمولاً کوتاه است و تصویر به آن کمک میکند

Ø      عکس، طرح و نقش در این نوع خبرها کاربرد اساسی دارد

Ø      زمان نقش مهمی دارد

Ø      نقش فیلمهای خبری در جذب مخاطب بسیار موثر است

ویژگی های خبر نگار:

 

قدرت بیان

توانایی نگارش

تسلط بر زبان معیار

تند نویسی

آشنایی با مهارتهای ارتباطی

آگاهی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی

آشنایی با مسایل بین المللی

تحصیلات دانشگاهی مناسب

آشنایی با یک زبان بین المللی

هوش و درک بالا

جسم و روان سالم

توانایی استفاده از تجهیزات

گروه های خبری

 

در عصر حاضر دامنه اطلاعات بشر بسیار گسترده است و امکان آگاهی از تمام آنها برای هیچکس میسر نیست از این رو برای شناخت و تسلط خبرنگاران بر امور خبری گروه های متعدد خبرنگاری در رسانه ها تشکیل شده است که معمولاً در زمینه های مشخصی کار میکنند :

 

1.      گروه سیاسی

2.      گروه اجتماعی

3.      گروه اقتصادی

4.      گروه فرهنگی و هنری

5.      گروه ورزش

6.      گروه حوادث

 

حوزه فعالیت خبرنگاران متناسب با نوع فعالیت این گروه ها مشخص می شود انتخاب خبرنگار برای یک حوزه خاص به توانایی های تخصصی و فردی خبر نگار و علاقه مندی او به نوع کار متناسب با ویژگی های حوزه خبری بستگی دارد.

مزایای حوزه بندی

§      آشنایی خبرنگار با ویژگی های حوزه خبری

§      تهیه آرشیو یا بایگانی شخصی از حوزه خبری

§      آشنایی خبرنگار با محیط حوزه و مسئولان و شرح وظایف آنها

§      آشنایی با خلق و خوی مدیران

§      آشنایی با راهکارهای ارتباط با هر فرد مسئول

آفات حوزه هنری

Ø      خبرنگار عامل حوزه خبری می شود

Ø      خبرنگار به خبر نویس تبدیل می شود

Ø      از نوآوری و ابتکار در خبر کاسته می شود

Ø      با مسائل حوزه خبری انتقادی برخورد نمی شود

وظایف دبیران گروه های خبری

رسانه ها به لحاظ سهولت در کارها، فعالیت های محوله را در بخش های مختلفی با عنوان سرویس یا تحریریه یا عناوین دیگر سازماندهی کرده اند.فعالیت های خبری یک رسانه در دو مرحله تولید و پخش طبقه بندی می شود.  

عوامل خبر در قسمت های مختلفی سازماندهی شده اند که هرگروه  بر اساس حوزه کاری خود تعدادی خبر نگار متخصص در اختیار دارد. هر گروه خبری یا به عبارت دیگر سرویس خبری یک دبیر سرویس دارد که معادل سردبیر در سرویس های پخش است دبیران گروه های خبری باید به فضای ملی و بین المللی و اهمیت موضوع خبر تسلط کامل داشته و همچنین در طول روز نکات مهم را یادداشت کنند و سوژه های مهم را که قابل پیگیری هستند به خبر نگاران منعکس کنند.

تحریریه تولید خبر

تحریریه تولید خبر مکان دریافت خبرهای داخلی و خارجی و در طول شبانه روز فعال است و وظیفه آماده کردن خبر را بر عهده دارد در هر نوبت کاری یک سردبیر، چند نفر دبیر خبر و تعدادی کارمند خبری، انجام وظیفه میکنند. اخبار تهیه شده از وسی منابع داخلی و بین المللی ابتدا به تحریریه تولید وارد می شود و در واقع خبرها مفصل تر تنظیم می شوند تا برای مخاطبان و روزنامه های طرف قرارداد نیز قابل استفاده باشند. تحریریه خبر معمولاً در هر رسانه دو بخش داخلی و خارجی دارد:

1)       تحریریه اخبار داخلی

2)      تحریریه اخبار خارجی 

تحریریه اخبار داخلی : همه اخبار داخلی ارسال شده از منابع خبری را دریافت میکند و دبیران خبر با نظر سردبیر آنها را برای پخش خبر، مطبوعات، یا سایر کاربران آماده میکنند.

مهمترین وظایف سردبیری تحریریه خبر بشرح ذیل است:

§       تعیین رئوس کلی تنظیم خبر

§       تشخیص مفید بودن خبر متناسب با منافع ملی

§       نظارت بر انتخاب تیتر، لید، ساختار و شیرازه خبر

§       چگونگی تعدیل خبر و نگارش آن بر اساس سیاست های رایج خبری

§       تشخیص کمبودهای خبر و دستور رفع آنها

§       دستور نوشتن اصلاحیه برای اخباری که غلط مخابره شده اند

§       دسته بندی اخبار از لحاظ ساختاری، موضوعی و کاربرد آنها

دبیر خبر

دبیر خبر فردی است که ضمن شناخت کافی از ابعاد مختلف خبر توانایی تشخیص اولویت ها، طبقه بندی، انتخاب، تهیه و تنظیم خبر را داشته باشد.

وظایف دبیر خبر

¬      ویرایش خبرها بر اساس زبان معیار

¬      رعایت اصول نگارش خبر

¬      رعایت فنون و اصول خبر نویسی

¬      توجه به مصالح سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور

¬      تلفیق خبرهای مشابه

¬      بررسی صحت و سقم مطالب خبر

¬      پیگیری و رفع نقایص

¬      دریافت خبر از منابع مختلف

¬     تهیه سابقه مناسب خبری

تحریریه اخبار خارجی

تحریریه اخبار خارجی نیز مجموعه ای از دبیران و مترجمان را در اختیار دارد در این نوع تحریریه اخبار خبرگزاری های بین المللی  با زبانهای مختلف دریافت می شوند و خبرهای دریافتی پس از صلاحدید سر دبیر ترجمه می شوند و بقیه مراحل کار مشابه        فعالیت هایی  است که در تحریریه اخبار داخلی انجام می شود.

سوژه یابی

خبر یابی از جمله کارهای بسیار تعیین کننده در تولید خبر است و یافتن سوژه جذاب و جالب به توانایی و فکرهای خلاق نیاز دارد. معمولاً افراد حاذق، مجرب و خلاق قادر به ارائه سوژه جذاب هستند. سوژه یابی معمولاً دو حالت دارد:

 

1.        حالت درون زا

2.       حالت برون زا

 

حالت درون زا

هر موضوع خبری که از سوی دست اندرکاران رسانه ها یعنی مدیران، سردبیران، دبیران، خبرنگاران و روزنامه نگاران مطرح می شود درون زا نامیده می شود. با توجه به اینکه فعالیت های خبری رسانه ها بسیار گسترده شده منتظر وقوع رویدادها نشستن برای پوشش خبری آن کافی نیست و دست اندرکاران رسانه ها باید خودشان مولد خبر باشند. از این رو در برخی از رسانه ها شاید 70% تا 80% خبرها تولیدی هستند. این نوع خبرها که تاریخ مصرف زیادتری دارند و زود کهنه نمی شوند معمولاً با ابتکار دست اندرکاران        رسانه ها تهیه شده و در اتیار مخاطبان قرار می گیرند.

حالت برون زا

هر موضوع خبری که خارج از دایره رسانه و از طریق دیگر منابع خبری طرح شود حالت برون زا دارد.در این گونه خبرها، سازمان ها ، نهادها، منابع مردمی و دیگر منابع خارجی، خارج از حوزه رسانه نقش دارند. 

مصاحبه خبری

مصاحبه گزارشی است از ارتباط میان دو نفر بمنظور دست یابی به واقعیتی که دارای یک یا چند ارزش خبری است این گزارش ضمن آنکه تحت تأثیر ویژگی های دو سوی ارتباط قراردارد از عوامل درون سازمانی و برون سازمانی نیز تأثیر می پذیرد. بخش قابل توجهی از اخبار رسانه ها را مصاحبه خبری تشکیل میدهد و مطالب تازه و دیدنی و شنیدنی به مخاطبان ارائه میکند از این رو خبرنگارن همیشه به دنبال مصاحبه ای  جذاب و پرطرفدار و دارای بار و ارزش خبری هستند و از این طریق به بخشی از نیازهای مخاطبان رسانه ها پاسخ میدهند.

اهمیت مصاحبه خبری

Ø       مطالب ناگفته که تا قبل از مصاحبه منتشر نشده به مخاطبان ارائه می شود

Ø       مخاطب به صورت مستقیم مطالب را از منابع مسئول دریافت میکند

Ø       مخاطبان با منابع خبری آشنا و از توانایی های آنها آگاه می شوند

Ø      مخاطب با گرفتن اطلاعات مصاحبه شونده به ارزیابی روند امور می پردازد

مصاحبه در صورتی موثر است که در آن از مصاحبه کنندگان توانا استفاده شود و موضوع نیز اهمیت داشته باشد. تعیین موضوع و هدف در مصاحبه خبری بسیار مهم است.

مراحل مصاحبه خبری

1.        فضا و مکان مصاحبه به دقت انتخاب شود

2.       هماهنگی با مصاحبه شونده قبل از برگزاری مصاحبه بمنظور خلاصه گفتن جوابها و خارج نشدن مصاحبه شونده از چارچوب مورد نظر

3.      گوش دادن به صحبت های مصاحبه شونده و طرح سوالات کلیدی

4.      حفظ آرامش و اداره مصاحبه به گونه ای که مصاحبه شونده نیز احساس آرامش کند

5.      هدایت مصاحبه شونده به موضوع اصلی مصاحبه

6.      پرهیز از سوالات کلیشه ای و سوالاتی که جواب آن بله یا خیر است زیرا مصاحبه شوندگان میل دارند با پاسخ های کوتاه و کلی هر چه زودتر مصاحبه را تمام کنند

7.      هر چقدر فاصله برگزاری مصاحبه تا زمان ارائه آن کمتر باشد تأثیر مصاحبه بیشتر است

ویژگی های مصاحبه کننده

¬      داشتن ذوق و استعداد نویسندگی و انتخاب کلمات مناسب

¬      کنجکاوی ، تیز بینی و نکته سنجی

¬      داشتن هوشی بالاتر از هوش متوسط افراد جامعه

¬      داشتن توانایی برقراری ارتباط با طبقات مختلف مردم

¬      صبر و حوصله زیاد

¬      قدرت تفکر سریع

¬      داستن توانایی ذهنی و روانی

¬      عشق و علاقه به کار

¬      مومن به رعایت اصول اخلاقی

¬      داشتن حافظه ای قوی

هنر استعفا

میز کار خود را جمع می‌کنید. کشوهای خود را برای آخرین بار بررسی می‌کنید و کاغذها را برمی‌دارید. فایل‌های شخصی را از روی کامپیوتر پاک می‌کنید. کتابهایی را که آورده بودید می‌برید. کمی پول برای استفاده در شرایط خاص همیشه در کشوی کنار دستتان داشتید که داخل کیفتان می‌ریزید و از در شرکت بیرون می‌آیید.

برای همه ما پیش آمده یا می‌آید که بخواهیم محل کار فعلی خود را ترک کنیم. ممکن است از حقوق و مزایای خود ناراضی باشیم. شاید هم از سختی کار. بعید هم نیست که همکارانی داشته باشیم که حتی گرسنگی و در خانه ماندن هم، به دیدن روی نازنین آنها می‌ارزد.

معمولاً در چنین شرایطی هرگز به این فکر نمی‌کنیم که شاید روزی بخواهیم به محل کار خود برگردیم. یا اینکه به هر حال دنیای کار کوچک است و دیر یا زود دوباره با هم روبرو می‌شویم. معمولاً خیلی از ما در این شرایط، عمداً یا سهواً پل‌های پشت سر خود را به آتش می‌کشیم.

هنر ترک شغل، چنان هنر مهمی است که اکثر نشریات دنیا به آن پرداخته‌اند. فوربس می‌نویسد: چگونه برویم که بتوانیم برگردیم؟ بیزینس نیوز از روش‌های هوشمندانه ترک شغل صحبت می‌کند. یو اس نیوز، از اصول ترک محترمانه و مودبانه شغل می‌گوید. هیدر هومان هم به طور اختصاصی در مورد ترک نخستین شغل صحبت می‌کند.

مطالب مطرح شده در این حوزه کم نیستند. در اینجا مهم‌ترین مطالب مرتبط را گردآوری کرده‌ایم و با هم مرور می‌کنیم:

bullet-1-dark-greenتوجه داشته باشید که هزینه‌ی استعفا را برای خودتان کاهش دهید. استعفا به هر حال هم برای کارمند و هم برای شرکت، هزینه دارد. هزینه استعفا برای کارمند، زمانی است که باید برای جستجوی کار جدید بگذارد. همچنین دل بریدن از مجموعه‌ای که برای آن زحمت کشیده است.

تحمل ریسک و دشواری‌های آشنایی با محیط کار جدید هم از جمله هزینه‌های اوست. استعفا برای سازمان هم هزینه دارد. باید به دنبال همکار جدید بگردد. احتمالاً برای آموزش همکار قبلی هزینه‌های زمانی و مالی زیادی شده. کارمند قبلی با مشتریان و همکاران ارتباط‌هایی را شکل داده که باید همه از اول ساخته شوند.

معمولاً ما در زمان ترک یک شرکت، به دلیل نارضایتی، بیشتر به دنبال افزایش هزینه‌های شرکت هستیم تا کاهش هزینه‌های خودمان. شاید خیلی از ما ناراحت نشویم که کار شرکت زمین بماند. یا اینکه لااقل وقتی می‌بینیم در جستجوی همکار جدید دچار مشکل هستند، برای لحظاتی – هر چند کوتاه – در دلمان احساس رضایت کنیم.

ما فراموش می‌کنیم که در چنین تصمیم‌هایی، مهم این است که سود خودمان را حداکثر و هزینه‌های خودمان را حداقل کنیم. ایجاد بار هزینه برای دیگران، جز ارضاء کوتاه مدت حس انتقام، حاصلی نخواهد داشت. ضمن اینکه در بلندمدت می‌تواند به شکل‌های مختلف برای خودمان دردسر ایجاد کند.

هنر استعفاتشکر کنید. بعید است تمام روزها و ماه‌ها و سالهایی که در محیط کار هستید،‌ لحظات تلخ و نامطلوبی را تجربه کرده باشید. به هر حال لحظات خوب، تجربه‌های خوب، فرصت های خوب هم بوده است. از کسانی که در محیط کار بوده‌اند، تشکر کنید. حتی اگر شده به سختی، بگردید و خاطره‌ی خوبی را که داشته‌اید با آنها مرور کنید. برای شکایت کردن همیشه فرصت هست و اتفاقاً وقتی گرد و غبار بحث و دلگیری‌ها فرونشست، شکایت اثر عمیق‌تری هم دارد. ولی ما معمولاً می‌گوییم: بگذار حرف نگفته باقی نماند! ممکن است بمیرم و این یک جمله برای همیشه در دلم بماند! اعتراض‌هایی که در فضای ملتهب استعفا مطرح می‌شوند، جدی گرفته نمی‌شوند. خاصیتی هم ندارند. به بدترین شکل ممکن هم پاسخ داده می‌شوند یا مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند. اگر گلایه‌ای هم دارید و قصد انتقام دارید، زمان مناسب برای شلیک گلوله‌ی گلایه، ایام استعفا نیست. با تشکر کردن، احساس خوبی باقی می‌ماند. مسیری برای اینکه در آینده همکارانتان را ببینید. و نیز اگر از شما حرف شد، در مورد شما قضاوت بهتری داشته باشند. زندگی دائما در حال تغییر است. ما هرگز نمی دانیم آن فرد کلیدی که یک سال بعد، می‌تواند منشاء یک تحول بزرگ در زندگی ما باشد، چه کسی خواهد بود…

هنر استعفازمان استعفا،‌ زمانی نیست که تمام خشم فروخورده خود را خالی کنید. زمانی است که تصویری از حرفه‌ای و پخته بودن خودمان در ذهن اطرافیان ایجاد کنیم. به هر حال،‌ پس از ترک سازمان، حرف‌های مختلفی از ما نقل خواهد شد. این حرف‌ها می‌توانند آخرین اسرار شخصی مدیریت باشند که ما افشا کرده‌ایم. یا می‌توانند نقل قول‌هایی از برخورد آرام و پخته ما باشند. یا حتی اصلاحیه‌ای بر قضاوت‌های قبلی: «چقدر آرام و متین بود. چقدر مهربان حرف زد. باور نمی‌کردیم اینطوری از شرکت برود…». گروه اول حرف‌ها، در کوتاه مد دل ما را خنک می‌کند و گروه دوم، در بلندمدت می‌تواند سرنوشت ما را بسازد! در دنیای جدید فاصله‌ی انسانها از هم، یک کلیک بیشتر نیست.

bullet-4-correctاگر به هر دلیل، آینده‌ی شغلی خود را در آن مجموعه نمی‌بینید، زمانی که در موقعیت خوب هستید، سازمان را ترک کنید. اگر مجموعه‌ی خود را دوست ندارید و فکر می‌کنید که می‌خواهید دیر یا زود آنجا را ترک کنید،‌ تا آخرین لحظه ممکن، در آنجا نمانید: زمانی که مجموعه به هم می‌ریزد. مشکلات مالی جدی می‌شود. تنش‌ها افزایش می‌یابد و همه به دنبال مقصری هستند که زودتر مجموعه‌ را ترک کند شاید جا برای کار و زندگی دیگران بازتر شود!

به خاطر داشته باشیم که یکی از نامطلوب‌ترین توضیحات در مورد گذشته شغلی می‌تواند این باشد که: «دیگر پروژه تمام شده بود و به من نیاز نداشتند». یا اینکه: «دیگر نمی‌توانستند حقوق من را بدهند». تینا نیکولای، به شوخی می‌گوید: اگر مدیر اداری هستید و قرار به تعدیل کارکنان است، خودتان را به عنوان آخرین نفر تعدیل نکنید! آنها یک سازمان بزرگ را ترک کرده‌اند و شما یک اتاق خالی را!

bullet-5-dark-greenحرفه‌ای برخورد کنید: روند رسمی را طی کنید. اگر قرار است فرم هایی امضا شود. اگر قرار است مدارکی تحویل شود. اگر قرار است به نفر بعدی آموزش‌هایی داده شود. هیچ زمینه‌ی شغلی وجود ندارد که در کمتر از دو هفته بتوان آن را به صورت کامل رها کرد. زمینه‌هایی هم وجود دارند که ممکن است دوران گذار و تحویل به نفرات بعدی،‌ بیش از یک سال طول بکشد.

از اصول دیگر حرفه‌ای بودن این است که در مورد استعفا همیشه اول با سرپرست مستقیم خود حرف بزنید و بعد به سراغ مدیران بالاتر یا واحد اداری بروید. این کار، جدای از حرفه‌ای بودن، حداقل رفتار دوستانه دو همکار با هم است. مدیران و سرپرستان اگر ببینند که همکارشان بدون اطلاع آنان وارد مسیر استعفا شده، در مقابل همکاران خود احساس شرمندگی می‌کنند.

هنر استعفاتا آخرین لحظه‌ی کار در سازمان،‌ روی کارتان متمرکز بمانید. با همان دقت همیشگی کارتان را انجام بدهید. در مورد کار بعدیتان و اینکه آنجا چه موقعیتی و چه حقوق و مزایایی خواهید داشت صحبت نکنید. هیچوقت این حس را به اطرافیان خود ندهید که به خاطر کار بهتر در حال ترک کار هستید. احساس کسانی که باید آنجا ادامه بدهند بد می‌شود. حس مدیر شما هم خوب نخواهد بود. حتی اگر با مدیرتان حرف می‌زنید نقد‌های خود را به شرایط فعلی بگویید اما آنجا را با محل جدیدی که قصد دارید بروید، مقایسه نکنید. شما تا آخرین لحظه عضو این مجموعه هستید. دقیقاً تا آخرین لحظه.

آموزش زبان بدن(1)

 

 

 



زبان بدن – درس ۱: آموزش زبان بدن و اشتباهات متداول در آن
  ۲۷دیدگاه اصول و فنون مذاکره    
زبان بدن در مذاکره و اشتباهات رایج در آن

ماجرای امروز زبان بدن در مذاکره، گاهی حرف‌های لوتر در پایان قرون وسطی را یادآوری می‌کند. لوتر زمانی گفته بود: «حالا که دیگر همه پذیرفته‌اند دین لازم و ضروری و مفید است و همه‌ی جنبه‌های زندگی هم بر اساس دستورالعمل‌های دین ارزیابی می‌شود. امروز بیشتر باید مواظب باشیم که مشخص کنیم کدام توصیه‌ها سلیقه یا خیال پردازی است و جزئی از دستورالعمل‌های دینی نیست».

امروز همه پذیرفته‌اند که زبان بدن مهم است. برخی یادگیری مذاکره را با آن آغاز می‌کنند و کسانی هم هستند که پس از یادگیری زبان بدن، بر این باور که حوزه مذاکره را فراگرفته‌اند، به دنبال کار و زندگی خود می‌روند. پس شاید به قول لوتر، وقت آن باشد که مشخص کنیم زبان بدن در کدام حوزه‌ها ممکن است گمراه کننده باشد.

کارول گومن در یکی از مقالات خود در فوربس می‌گوید: «به محض اینکه در یک جمع می‌شنوند که من در حوزه زبان بدن کار میکنم، همه جوری خودشان را جمع می‌کنند که انگار از نگاه کردن به دست و پاها و حالات و حرکات آنها، می‌توانم تمام حال و هوای درونی آنها را بفهمم و کشف کنم! شاید بهتر باشد که علاوه بر این توهم و تصور نادرست، سایر تصورات نادرستی را که در این حوزه وجود دارد هم فهرست کنم!».

دیگران هم که در حوزه زبان بدن فعالیت جدی داشته‌اند، دیر یا زود به نتیجه می‌رسند که باید وقت قابل توجهی را به ابهام زدایی در این زمینه صرف کنند. ما در اینجا فهرستی از برخی نکات را که باور داریم ممکن است برای تازه آموزان زبان بدن، گمراه کننده باشند را ارائه می‌کنیم.

bullet-1-dark-greenاولین تصور اشتباه در «زبان بدن»: کسی که زبان بدن را می‌داند و می‌شناسد می‌تواند «انسان دروغگو» را به سادگی از «انسان راستگو» تشخیص دهد.

جو ناوارو که از کارمندان سابق FBI بوده در مقاله‌ای در Psychology Today توضیح می‌دهد که از حدود دهه هفتاد بود که برخی از کسانی که خود را متخصص زبان بدن می‌دانستند این ادعا را مطرح کردند که می‌توانند دروغگو را از راستگو به سادگی تشخیص دهند.

در سال ۱۹۸۵ پل اکمن – که او را به صورت جداگانه در اینجا معرفی کرده ایم – توانایی تشخیص دروغ بر اساس زبان بدن را بررسی کرد و مورد مطالعه قرار داد و در نهایت اعلام کرد که تعداد کمی از ما انسانها، می‌توانند دروغگو را با شانسی بیشتر از پنجاه درصد از روی علائم چهره و زبان بدن تشخیص دهند. به عبارتی با سکه انداختن هم، تقریباً در حد دقت یک انسان می‌توان دروغگو را از راستگو تشخیص داد!

البته همه جا در مورد نشانه‌های دروغ صحبت می‌شود. اما به خاطر داشته باشیم که آنچه ما به عنوان نشانه‌های دروغ می‌شناسیم، نشانه‌های مواجهه‌ی بدن با شرایط استرس و گاه با شرایط ترس هستند.

اگر علت A باعث رویداد B شود نمی‌توان هرجا نشانه‌ای از B دید،‌ آن را به A نسبت داد.

کودکی که گرسنه است گریه می‌کند و می‌توان گفت: «یکی از نشانه‌های گرسنگی، گریه کردن کودک است». اما باید به خاطر داشته باشیم که کودک‌ به ده‌ها علت دیگر هم ممکن است گریه کند و اگر بخواهیم بر این اساس قضاوت کنیم،‌ به بیراهه خواهیم رفت.

به عبارتی آنها که مدعی تشخیص دروغ با استفاده از زبان بدن و نشانه‌های غیرکلامی هستند، در بهترین حالت می‌توانند به ما بگویند که فردی دچار ترس یا استرس شده. حالا اگر من نشانه‌های دروغگویی را در همسر یا شریک عاطفی‌ام دیدم، دو گزینه محتمل است:

گزینه اول: او به من دروغ گفته و الان می‌ترسد و استرس دارد که من متوجه شوم.

گزینه دوم: او به من دروغ نگفته و الان می‌ترسد و استرس دارد که من قانع نشوم که او راست می‌گوید.

حالا کمی فکر کنید! دو گزینه‌ی فوق در کنار هم، هیچ اطلاع جدیدی به ما نمی‌دهند. فقط به ما می‌گویند که باید در گفتگو با او، تلاش کنیم آرامش به او بازگردد و استرس‌اش کاهش پیدا کند. همین!

مشکل وقتی جدی می‌شود که من و شما بر اساس این نشانه‌های غیرکلامی و زبان بدن طرف مقابل، احساس کنیم که طرف مقابل به ما دروغ می‌گوید. دیر یا زود رفتارهای تهاجمی‌تری از خود بروز خواهیم داد و این باعث می‌شود که استرس و ترس طرف مقابل بیشتر شده و با این سیستم، ما بیشتر از پیش به این قطعیت برسیم که او واقعاً دروغ می‌گوید. جو ناوارو در کتاب خود یک بازجوی تازه کار FBI نقل قول می‌کند که پیروزمندانه می‌گفت:

اول بازجویی فقط یکی دو مورد نشانه‌های دروغگویی داشت و من هنوز در تردید بودم. آخر گفتگو بیش از ده نشانه را بروز داد و مطمئن شدم!

 

 

 

ارتباط موثر

از ویژگی های افراد موفق می توان مهارت و توانایی آنها دربرقراری ازتباط موثر با دیگران دانست.با درک این مطلب آیا فرد موفقی در این زمینه می باشید؟ با خواندن مطالب زیر به سوال خود پاسخ دهید.
برای ایجاد احساس خوب نسبت به خود در دیگران  نکات مهمی را باید بدانید و بتوانید در راستای عمل به آنها اقدام کنید.به جای نادیده گرفتن احساسات و عواطف خود سعی کنید آنها را بدرستی شناخته و در موقعیت های مختلف مهار کنید.اولین گام این است که شما بتوانید در ابتدا خود را به طور کامل بشناسید.

هنگامیکه بتوانید ارتباط موثر برقرار کنید، دیگران به شما احترام می گذارند و اعتماد دارند و اگر در برقراری ارتباط چندان موثر عمل نکنید، زندگی تان را در یک یا چند بعد ناقص خواهید دید.
در حقیقت، ارتباط موثر زندگی را ثمربخش می کند، اما به شرطی که مهارت های این ارتباط را بیاموزیم، با شیوه های ارتباطی در مواجهه با افراد متفاوت آشنا شویم و سعی کنیم خطاهای ارتباطی خود را اصلاح کنیم.

برقراری ارتباط ، فرد اجتماعی ، مهارت ارتباطی ، روابط

● اهمیت ارتباط موثر در خانواده
ازدواج ، این پیچیده ترین شکل روابط انسانی بدون ارتباط اثربخش نمی تواند شکوفا شود. در زندگی بیشتر زوج هایی که امیدوارند ازدواجی پربار داشته باشند به دلیل فقدان مهارت ارتباطی لازم، به نوعی رابطه موازی بدون صمیمیت ختم می شود. پس برای اداره کردن خانواده، ارتباط موثر از اهمیتی بسزا برخوردار است.
در واقع در جایی که مهارت های ارتباطی وجود ندارد، عشق میان همسران، دوستان، والدین و فرزندان به مقدار زیادی کاهش می یابد.
برای برقراری روابط رضایتبخش در خانواده، باید روش هایی کشف شوند که به ما کمک کنند تا حداقل روی بخشی از شکاف های بین فردی ما و دیگران پلی زده شود. در واقع ارتباط موثر میان زن و شوهر مستلزم آن است که دو طرف، با وجود تفاوت های بسیار خود را برابر احساس کنند.
شرایطی که زنان بپذیرند در مقامی برابر با مرد هستند و بدون احساس وابستگی و فرودستی می توانند از خود سخن بگویند و به توصیف و تشریح زندگی، روحیات و مشکلات خود بپردازند.
از سوی دیگر مرد نیز برای شنیدن آنچه زن می خواهد از خود بگوید، باید او را همتای خود بداند البته اگر مردان حتی فقط به شنیدن آنچه همسرشان درباره خود می گویند تمایلی داشتند، بخش بزرگی از اختلال ارتباطی میان دو جنس تاکنون حل شده بود؛ چیزی که در حال حاضر با تحقق آن فاصله بسیاری داریم.

● برونگراها و درونگراها
هنگام برقراری ارتباط با برونگراها دقت کنید، چرا که آنان بلافاصله با انرژی ای که دارند شما را تحت تاثیر قرار می دهند. آنها که سرشار از زندگی اند تمایل دارند که کاملا حالت فیزیکی داشته باشند.
مثلا دستان خود را در اطراف تکان می دهند تا نکاتی را متذکر شوند و طیف وسیعی از حالات احساسی را از خود بروز می دهند.
از سوی دیگر، درونگراها از نظر فیزیکی خوددارند و خونسردی و توداری از خود نشان می دهند. در گروه ها بخصوص افراد برونگرا انرژی کسب می کنند، در حالی که ممکن است درونگراها خود را کنار بکشند.
برونگراها در برقراری ارتباط معمولا بیشتر و بلندتر حرف می زنند، در حالی که درونگراها کمتر حرف می زنند. پس در برقراری ارتباط با یک فرد برونگرا اجازه بدهید صحبت کند و با صدای بلند افکار خود را بیان کند. از طرف دیگر اگر می دانید که با یک درونگرا طرف هستید، زمان بیشتری را صرف گوش دادن کنید، نه صحبت کردن.

● حس کننده ها و شهودی ها
حس کننده ها افرادی هستند که تمایل دارند با عبارات کوتاه حرف بزنند، در حالی که شهودی ها بیشتر حاشیه می روند.
زبان برای فرد شهودی، ابزار بازی است، ولی برای حس کننده ها یک ابزار کاری است. شهودی ها دوست دارند جملات دیگران را تمام کنند، در حالی که حس کننده ها به احتمال بیشتر صبر می کنند تا طرف مقابل افکار خود را به طور کامل بیان کرده باشد، شهودی ها تکرار و جمع بندی می کنند.
حس کننده ها تمایل زیادی دارند که به شکل آراسته و مطابق با فعالیتی که دارند لباس بپوشند، در حالی که شهودی ها برای خوشایند خود لباس می پوشند. لازم است در برخورد با حس کننده ها دقت کنید که آنان بررسی شفاف موضوع دم دست را دوست دارند پس حقایق، مثال ها و مواردی را ارائه کنید.
جملات را به طور کامل ادا کنید و برای تاکید بر استدلال های خود از مثال ها زیاد استفاده کنید. از طرفی شهودی ها چون ترجیح می دهند که نخست تصویری بزرگ از موضوع دریافت کنند، سعی کنید از استعاره و تشبیه برای آنان بیشتر استفاده کرده و بر حقایق خیلی پافشاری نکنید.

● متفکرها و احساس کننده ها
متفکرها در روابط بین فردی سردند، در حالی که احساس کننده ها گرم هستند. از طرف دیگر، متفکرها اعتماد به نفس دارند، آنها دوست دارند سریع به اصل موضوع بپردازند و حداقل زمان ممکن را هدر دهند.
در جایی که احساس کننده ها از تعارض دوری می گزینند، متفکرها به احتمال زیاد بر آن (تعارض) اصرار می ورزند. در جایی که احساس کننده ها عاطفی هستند، متفکرها طرفدار واقعیتند.
در مواجهه با متفکرها، منطقی و خوددار باشید. از آنها نپرسید چه احساسی دارند، بلکه بپرسید به چه فکر می کنند.
با آنان مختصر حرف بزنید و چیزی را تکرار نکنید، اما در رابطه با احساس کننده ها به موضوعات مردمی بپردازید، تماس چشمی قوی برقرار کنید، پی درپی لبخند بزنید و دوستانه برخورد کنید.

● قضاوت کننده ها و ادراک کننده ها
افراد قضاوت کننده در ظاهر بیرونی خود بیشتر رسمی اند در حالی که ادراک کننده ها بیشتر سرسری اند. در حالی که قضاوت کننده ها خوددار، جدی و قاطع هستند، ادراک کننده ها بیشتر دوستدار تفریح، بازیگوشی و گستاخ هستند. قضاوت کننده ها اغلب به نظر می رسد که عجله دارند.
ادراک کننده ها بیشتر ظاهر آدم های آرام را دارند. قضاوت کننده ها سرراست و دارای اعتماد به نفس هستند، در حالی که ادراک کننده ها انعطاف پذیرترند و در اتخاذ راهکاری خاص، کمتر مصمم هستند.
در برقراری ارتباط با قضاوت کننده ها مسائلی را که مطرح می کنید، حل و فصل کنید و جمع بندی نمایید. به آنها اجازه بدهید که تصمیم بگیرند و زمان آنها را هدر ندهید. از طرف دیگر به نیاز ادراک کننده ها برای پرسیدن احترام بگذارید. تصمیمات خود را بر آنها تحمیل نکنید و به آنان امتیاز بدهید.

● شیوه های ارتباطی
شیوه های برقراری ارتباط به این شرح است:
نکته: در یک ارتباط دوجانبه دو طرف انتظارات خاصی دارند که اگر این انتظارات برآورده نشود عکس العمل ها توام با سرخوردگی و عصبانیت خواهد بود
▪ شیوه ارتباطی بسته: در برخورد مثلا کارکنان با شیوه ارتباطی بسته، آنان را در محیطی قرار دهید که احساس امنیت بیشتر کنند. آنها در محیطی که به برخورد زیاد با دیگران نیاز ندارند، بهتر کار می کنند. همچنین مدیران دارای شیوه ارتباطی بسته را تهدید نکنید، از آنان زیاد سوال نکنید و انتظار هیچ گونه تقدیر، راهنمایی، انتقاد یا کمک از او نداشته باشید.
▪ شیوه ارتباطی کور: کارکنان با این شیوه ارتباطی اعتماد به نفس بالایی دارند، در بحث ها تبحر زیادی دارند، انتقادات را جدی نمی گیرند و اهل سازش نیستند. آنان برای قدرت احترام زیادی قائلند و اغلب کارکنانی سختکوشند، پس سعی کنید از مهارت کارکنان با این شیوه ارتباطی در افزایش بهره وری بیشتر استفاده کنید.
اگر امکان داشت به آنان اجازه دهید مسوولیت کامل یک پروژه را به عهده بگیرند. همچنین در برخورد با مدیران با شیوه ارتباطی کور به انتقادات آنها گوش دهید و به آنها احترام کافی بگذارید. معمولا این دسته از مدیران از ارائه هرگونه پیشنهاد متنفر هستند و اگر با دید غلط این مدیر برخورد کنید، وضعیت کاری شما بسیار دشوار خواهد شد.
▪ شیوه ارتباطی پنهان: به خاطر بسپارید که ممانعت از کارکنان دارای شیوه ارتباطی پنهان کار دشواری است. آنها تمایل به موفقیت دارند ولی تقریبا به کسی اعتماد ندارند، با آنان صریح و روشن باشید.
به آنها نشان دهید همکاری گروهی صادقانه، تنها راه پیشرفت است. در برقراری رابطه با مدیری با شیوه ارتباطی پنهان، انتظار نداشته باشید که همه چیز را به طور آشکارا بیان کند. این مدیر ممکن است اهل نیرنگ باشد و همیشه در رفتارش صداقت نداشته باشد.
کاری کنید که مدیرتان اطمینان حاصل کند که شما در پی به دست آوردن سمت او نیستید. البته از برخوردهای حساب شده و بادرایت با وی هراسی نداشته باشید چراکه این مدیر در چنین شرایطی اغلب عقب نشینی خواهد کرد.
▪ شیوه ارتباطی باز: در مواجهه با کارکنان با شیوه ارتباطی باز به آنان اعتماد کنید چرا که به اعتماد شما پاسخ خوبی می دهند. آنها را در محیطی قرار دهید تا دوستی ها گسترش یابند و به آنها وظایفی محول کنید که دارای چالش باشد. کارکنان شیوه ارتباطی بسیار باز، اغلب زیاد صحبت می کنند، تصور نکنید این افراد نمی توانند همزمان هم کار کنند و هم صحبت کنند. در ارتباط با مدیران باز، صداقت داشته باشید و به صورت باز برخورد کنید. البته از درایت خود نیز استفاده کنید. همچنین در تبادل احساسات شغلی، تردیدها و دغدغه ها درنگ نکنید.

● حفظ ارتباط
روابط مستحکمی که ما در محل کار یا در هر مکان دیگری برقرار می کنیم، به یک یا چند نیاز ما پاسخ می دهد. تا وقتی که این روابط در رفع نیازهای متقابل کارآمد باشد، تداوم خواهد یافت، در غیر این صورت روابط رو به زوال خواهد رفت. معمولا در برقراری روابط و حفظ آن دو عامل مهم باید به خاطر سپرده شود:
۱ ـ انتظارات مشخص و روشن
۲ ـ کیفیت متقابل روابط فردی
در یک ارتباط دوجانبه، هر یک از طرفین ارتباط، انتظارات خاصی از یکدیگر دارند. رییس شما انتظارات مشخصی از شما و سایر کارکنان دارد. شما نیز انتظارات خاصی از رییس و همکاران خود دارید. متقابلا همکاران شما نیز انتظاراتی از شما و یکدیگر دارند. چنانچه انتظارات ما برآورده نشود عکس العمل ها توام با سرخوردگی، عصبانیت، سوءظن و عدم اعتماد خواهد بود.
برخی از افراد این احساسات را درون خود نگه می دارند، اما برخی دیگر دست به اقدام تدافعی می زنند. درواقع هر بار که انتظارات ما برآورده نمی شود، به روابط ما خدشه وارد می شود و تا وقتی که انتظارات برآورده و موشکافی نشود، تغییر رویه صورت نگیرد یا انتظارات به طریقی مورد بازنگری قرار نگیرد، روابط رو به نابودی خواهد رفت. در ارتباطات بین فردی اغلب انتظارات ما ناگفته باقی می مانند تا وقتی که این انتظارات زیر پا گذارده می شود.
ما تصور می کنیم دیگران می دانند چه انتظاری از آنها داریم بدون این که به آنها چیزی گفته باشیم. در مورد کیفیت دوسویه روابط میان فردی نیز باید گفت، روابط میان فردی و دارای ماهیت متقابل است.
به عنوان مثال چنانچه همکاری برای شما کاری انجام می دهد، مثلا شما را در انجام کاری دشوار کمک می کند، شما نیز متقابلا سعی می کنید تا کاری برای او انجام دهید.
به لحاظ ماهیت روابط متقابل افراد براساس چگونگی برداشت شان از دیگران و ماهیت ارتباطات، با آنها (دیگران) ارتباط برقرار می کنند. تا وقتی که این روابط دوجانبه ادامه داشته باشد، رابطه نیز افزایش می یابد.
چنانچه کاری که شما برای دیگری انجام می دهید به طرز چشمگیری بیشتر از چیزی باشد که دیگران برای شما انجام می دهند، ماهیت متقابل رابطه شما از تعادل خارج می شود و رابطه یا رو به زوال خواهد رفت یا حداقل تا زمانی که تعامل مجدد برقرار شود، معلق باقی خواهد ماند.